دوم : غالبا براى تخفيف و آسان گرفتن نسخ انجام مىگيرد ، پس تلاوت آيات منسوخه باقى ماند تا يادآور نعمت و رفع مشقّت باشد .
و امّا آنچه در قرآن ناسخ أحكام جاهليت يا أحكامى كه در شرايع پيشين ، يا در اوّل اسلام بوده ، آمده است نيز اندك مىباشد ، مانند نسخ بيت المقدس به آيهء قبله ، و روزهء عاشورا به روزهء رمضان ، و أمور ديگرى كه در كتاب مشار اليه تحرير كردهام .
فوايد پراكنده :
بعضى گفتهاند : در قرآن ناسخى نيست مگر اينكه منسوخ پيش از آن ترتيب يافته است ، به جز دو آيه : آيهء عدّه در سورة البقرة ، و فرمودهء خداوند :
( لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ )
« 1 » كه پيش از منسوخ آمده .
ديگرى آيهء سومى افزوده ، و آن آيهء حشر دربارهء فيء مىباشد - بنا به رأى كسى كه آن را به آيهء أنفال :
( وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ )
« 2 » نسخ گرديده مىداند .
و عدهاى ديگر آيهء چهارمى را افزودهاند ، و آن فرمودهء خداى تعالى :
( خُذِ - الْعَفْوَ )
« 3 » مىباشد ، يعنى اضافهء از اموال آنها را ، بنا به رأى كسى كه آن را به آيهء زكات منسوخ شمرده است .
و ابن العربى گفته : « هر چه در قرآن گذشت از كفار ، روى گرداندن و اعراض و دست شستن از آنان آمده ، به آيهء شمشير نسخ شده است ، آيهء شمشير اين است :
( فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ . . . )
« 4 » كه صد و بيست و چهار آيه را نسخ كرده ، سپس آخر آن اولش را نسخ نمود » .
و اشكال اين گفته گذشت . و نيز گفته : از عجيب منسوخ فرمودهء خداى تعالى است :
خُذِ الْعَفْوَ )
كه اوّل و آخر آن يعنى :
( وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ )
منسوخ است ، و وسط آن يعنى :
( وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ )
محكم مىباشد .
وى گفته : و نيز از منسوخهاى شگفتانگيز آيهاى است كه اوّلش منسوخ و آخرش ناسخ است و نظيرى ندارد ، و آن فرمودهء خداوند است :
( عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ )
« 5 » يعنى : اگر به أمر به معروف و نهى از منكر هدايت
هامش
( 1 ) . احزاب ، 52
( 2 ) . انفال ، 41
( 3 ) . اعراف ، 199
( 4 ) . توبة ، 5
( 5 ) . مائدة ، 105