و گفته : حديث كرد ما را عبد اللّه بن صالح از هشام بن سعد ، از زيد بن أسلم ، از عطاء بن يسار ، از أبو واقد ليثى كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم چنين بود كه هرگاه بر او وحى مىشد به نزدش مىرفتيم ، پس از آنچه بر او وحى شده بود به ما مىآموخت . گويد : روزى به خدمتش رفتم ، فرمود : خداوند مىفرمايد : « انّا أنزلنا المال لاقام الصّلاة و ايتاء الزّكاة ، و لو أنّ لابن آدم واديا لا حبّ أن يكون له الثانى ، و لو كان له الثّانى لا حبّ أن يكون اليهما الثالث ، و لا يملأ جوف ابن آدم الّا التراب ، و يتوب اللّه على من تاب » .
و حاكم در مستدرك از أبىّ بن كعب آورده كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه - ( و آله ) و سلّم فرمود : خداوند مرا أمر فرموده كه بر تو قرآن را بخوانم ، پس خواند :
( لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ )
« 1 » و از باقيماندهء آن : « لو أنّ ابن آدم سأل واديا من ماله فأعطيه ، سأل ثانيا ، و ان سأل ثانيا فأعطيه سأل ثالثا ، و لا يملأ جوف ابن آدم الّا التراب ، و يتوب اللّه على من تاب . و انّ ذات الدّين عند اللّه الحنيفيّة غير - اليهودية و لا النصرانيّة ، و من يعمل خيرا فلن يكفره » .
و ابو عبيد گفته : حجّاج برايمان حديث كرد از حماد بن سلمه ، از علىّ بن زيد ، از أبو حرب بن أبى الاسود ، از أبو موسى أشعرى ، كه گفت : سورهاى در حدود براءة نازل شد سپس برداشته گرديد و اين مقدار از آن حفظ شد : « انّ اللّه سيؤيّد هذا الدّين بأقوام لا خلاق لهم ، و لو أنّ لا بن آدم واديين من مال لتمنّى واديا ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الّا التّراب ، و يتوب اللّه على من تاب » . يعنى : خداوند اين دين را به اقوامى تأييد خواهد كرد كه بهرهاى ندارند ، و اگر فرزند آدم دو درّه ثروت داشته باشد سومى را آرزو كند ، و جز خاك چيزى شكم آدميزاد را پر نخواهد كرد و خداوند بر هر كه خواهد توبه مىنمايد .
و ابن أبى حاتم از ابو موسى أشعرى آورده كه گفت : ما سورهاى مىخوانديم كه به مسبحات شبيه بود ، پس از يادمان برده شد ولى من از آن اين مقدار حفظ نمودم :
« يا أيّها الّذين آمنوا لا تقولوا ما لا تفعلون فتكتب شهادة في أعناقكم فتسألون عنها يوم القيامة » .
و أبو عبيد گفته : حديث آورد ما را حجّاج ، از سعيد ، از حكم بن عتيبه ، از عدىّ بن
هامش
( 1 ) . بينة ، 1