و فرمودهء خداوند :
( صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ )
« 1 » را بيان نمود فرمودهء خداوند :
( أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ . . . )
« 2 » .
و گاهى بيان مجمل در حديث مىآيد ، مانند :
( وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ )
« 3 » ،
( وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ )
« 4 » ؛ كه سنّت أفعال و چگونگى نماز و حج و مقدار نصابهاى زكات - با انواع مختلف آن - را بيان نموده است .
توجه :
در مورد آياتى از قرآن اختلاف شده كه آيا از قبيل مجمل است يا نه ؟
از جمله آيهء دزدى است ؛ گويند كه در مورد دست مجمل است ؛ زيرا كه اين لفظ تا ساق ، و آرنج ، و بازو گفته مىشود ، و در مورد قطع نيز مجمل است ، چون جدل كردن ، و مجروح نمودن را شامل مىگردد ، و براى هيچكدام ظهور نيست ، و چون شارع مقدس از ساق جدا كرده بيان شد كه مراد آن است . و بقولى : اجمال ندارد ؛ زيرا كه قطع در جدا كردن ظهور دارد .
و از جمله : آيهء
( وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ )
« 5 » مىباشد ؛ گفته شده : مجمل است زيرا كه بين مسح تمام و قسمتى از سر مردّد مىباشد ، و چون شارع جلو سر را مسح نموده اين را بيان مىكند ، و بقولى : نه ، مجمل نيست ، بلكه براى مطلق مسح است كه با كمترين حدّى كه عنوان مسح بر آن منطبق مىشود صادق است .
[ مترجم گويد : و از بزرگان شيعه رسيده كه : باء در « برءوسكم » بر اين دلالت دارد كه بعض و قسمتى از سر را بايد مسح كرد ، و مسح تمام سر درست نيست ] .
و از جمله :
( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ )
« 6 » ، گفته مىشود كه : مجمل است چون نسبت دادن حرمت به عين چيزى درست نيست ، زيرا كه حرمت به فعل تعلق مىگيرد ، پس بايد كه تقديرى گرفته شود ، كه امور مختلفى قابليت تقدير دارند ، و آوردن تمام آنها نيازى نداشته ، و ترجيح بعضى از آنها هم درست نبوده . و بقولى :
نه ، چون مرجّح هست ؛ و آن عرف است كه حكم مىكند به اينكه حرمت به
هامش
( 1 ) . فاتحة ، 7
( 2 ) . مريم ، 58
( 3 ) . بقرة ، 43
( 4 ) . آل عمران ، 97
( 5 ) . مائدة ، 6
( 6 ) . نساء ، 23