نوع چهل و ششم در مجمل و مبيّن قرآن
مجمل آن است كه : دلالتش روشن نباشد ، و آن در قرآن واقع شده ، بر خلاف گفتهء داود ظاهرى ؛ و در اينكه آيا به همان حال اجمال باقى مىماند يا نه اقوالى هست ، أصح آنها اينكه : آنچه بايد بدان عمل كرد مجمل نمىماند ، بر خلاف غير آن .
و اجمال سببهايى دارد ؛ از جمله :
1 - اشتراك ، مانند :
( وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ )
« 1 » كه هم به معنى أقبل ( - پيش - آمد ) است و هم به معنى أدبر ، ( - روى گردانيد ) ،
( ثَلاثَةَ قُرُوءٍ )
« 2 » كه قرو هم براى حيض وضع شده و هم براى پاك شدن از آن ،
( أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ )
« 3 » كه شوهر و ولىّ هر دو را شامل مىگردد ، زيرا كه هريك از آنان عقدهء نكاح را بدست دارد .
2 - حذف ، مانند :
( وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ )
« 4 » كه احتمال حذف « فى » و « عن » هر دو هست .
3 - اختلاف مرجع ضمير ، مانند :
( إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ )
« 5 » ، احتمال مىرود كه ضمير فاعل در « يرفعه » برگردد به همانكه ضمير « إليه » برگشته باشد و آن اللّه است ؛ و احتمال دارد كه ضمير « يرفعه » به عمل برگردد و معنى چنين باشد كه عمل صالح سخن خوب را بالا مىبرد .
هامش
( 1 ) . تكوير ، 17
( 2 ) . بقرة ، 228
( 3 ) . بقرة ، 237
( 4 ) . نساء ، 127
( 5 ) . فاطر ، 10