گفتهاند .
[ مترجم گويد : خيلى از سيوطى تعجب دارم كه اين سخن سخيف و بىأساس را گفته ، من بلافاصله پس از ترجمهء اين قسمت به تفسير مجمع البيان - كه از تفاسير مهم شيعه - و به تعبير سيوطى رافضيان - است مراجعه كردم ، و آنچه مرحوم طبرسى در تفسير آيهء فوق گفته با دقت خواندم ، و سپس به تفسير الدّر المنثور سيوطى نگاه كردم ، و منافاتى بين آن دو در كليّات نديدم ، و اگر بيم خروج از بحث نبود هر دو را به طور كامل ترجمه مىكردم تا بىانصافى و پرتوپلاگويى سيوطى در اين مورد بر همگان معلوم شود ] .
و بر اين گونه مطالب حمل مىشود روايتى كه أبو يعلى و ديگران از حذيفه آوردهاند كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم فرمود : « همانا در امّت من قومى هستند كه قرآن را مىخوانند و آن را همچون خرماى بد پراكنده مىسازند ، بر خلاف تأويل آن تأويلش مىكنند » .
اگر بگويى : پس به كدامين تفسير ارشاد مىكنى ، و بيننده را بر اعتماد بر آن أمر مىنمايى ! مىگويم : تفسير امام ابو جعفر بن جرير طبرى كه علماى معتبر اجماع كردهاند كه در تفسير مانند آن تأليف نشده . نووى در تهذيب خود گفته : كتاب ابن جرير در تفسير احدى مانندش تصنيف نكرده است .
و به تفسيرى كه جامع تمام نيازهاى تفسيرى است آغاز كردهام ، از تفاسير منقول و اقوالى كه گفتهاند ، و استنباطها و اشارات و إعرابها و لغات و نكتههاى بلاغت و محاسن بديع و أمور ديگرى كه در آن بگنجانم ، و با آن ديگر نيازى به تفسير ديگرى أصلا نباشد ، و آن را مجمع البحرين و مطلع البدرين ناميدم ، و آن همان تفسيرى است كه اين كتاب را مقدمهء آن قرار دادم ، و از خداوند مىخواهم در تكميل آن ياريم كند ، به حرمت محمد و آل او .
[ خاتمه ]
و چون سخن ما در آنچه خواستيم در اين كتاب آوريم پايان يافت ، بجاست كه آن را با آنچه از پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم رسيده - از تفسيرهايى كه مرفوع بودن آنها تصريح شده - خاتمه دهم ، كه اين از امور مهمى است كه بايد استفاده شود ، البته اين احاديث به جز آنهايى است كه دربارهء اسباب نزول آمده است :