تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
مقعدهاى خود وارد شدند ، و [ به جاى حطّه ] گفتند : حبّة في شعرة - دانه‌اى در مويى ، در اين تفسير فرمودهء خداوند :
( قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ
- سخنى جز آنچه به آنان گفته شده بود « 1 » . و ترمذى و غير او به سند حسنى از أبو سعيد خدرى از رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم آورده كه فرمود : « ويل درّه‌اى است در جهنم ، كافر چهل سال در آن سقوط مىكند پيش از آنكه به آخر آن برسد » . و احمد به همين سند از أبو سعيد از رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم آورده كه فرمود : « هر كجاى قرآن قنوت ذكر شده طاعت است » ، و خطيب در همين روايت به سندى كه در آن مجهولانى هستند از مالك از نافع از ابن عمر از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم دربارهء فرمودهء خداوند :
( يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ
- حقّ تلاوت كتاب را بجاى آوردند « 2 » ، فرمود : « حقّ پيروى از آن را ادا كنند » . و ابن مردويه به سند ضعيفى از علىّ بن أبى طالب [ عليه السلام ] از پيغمبر صلّى - اللّه عليه ( و آله ) و سلّم ، دربارهء فرمودهء خداوند :
( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
- عهد ( امامت ) من به ظالمان نرسد « 3 » آورده كه فرمود : « جز در كار نيك اطاعت نيست » اين حديث شاهدى دارد كه آن را ابن أبى حاتم از ابن عبّاس موقوفا آورده به اين عبارت : « براى هيچ ظالمى بر تو عهدى نيست كه او را در معصيت خداوند اطاعت كنى » . و احمد و ترمذى و حاكم - كه دو نفر أخير آن را صحيح هم دانسته‌اند - از أبو سعيد خدرى از پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم آورده‌اند كه دربارهء آيه :
( وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً
- و اين‌چنين شما را أمّتى وسط قرار داديم « 4 » فرمود : [ وسط ] يعنى : عادل . و شيخين و ديگران از ابو سعيد خدرى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم آورده‌اند كه فرمود : « روز قيامت نوح فراخوانده مىشود پس به او گويند : آيا ابلاغ كردى ؟ مىگويد : بله ، پس قوم او را فراخوانده و به آنان گفته مىشود : آيا به شما ابلاغ كرد [ رسالت الهى ] را ؟ مىگويند : نه ترساننده‌اى براى ما آمد و نه كسى آمد ، پس به نوح گفته مىشود : چه كسى براى تو شهادت مىدهد ؟ مىگويد : محمد
هامش
( 1 ) بقرة ، 59 ( 2 ) بقرة ، 121 ( 3 ) بقرة ، 124 ( 4 ) بقرة ، 143
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 601 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم