از وجوه اعجاز قرآن است ، چنان كه در أسرار التنزيل بيان نمودهام .
و از اين گونه است آنچه ابن فورك در تفسير خود دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي )
« 1 » ، گفته : ابراهيم دوستى داشت كه او را به عنوان « قلب » خود توصيف كرد كه اين دوست با ديدن آن نشانه آرامش و اطمينان يابد .
كرمانى گفته : و اين جدّا بعيد است .
و از همين قبيل است كه كسى دربارهء فرمودهء خداوند :
( رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا - طاقَةَ لَنا بِهِ )
« 2 » گفته : منظور محبّت و عشق است ، كواشى اين را در تفسيرش حكايت كرده است .
و از همينگونه است سخن كسى كه دربارهء :
( وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ )
« 3 » گفته :
منظور آلت مرد است هنگامى كه راست شود .
و از اين قبيل است گفته أبو معاذ نحوى دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ )
يعنى : ابراهيم ، ( نارا ) يعنى : نورا كه محمد صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم باشد ،
( فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ )
« 4 » يعنى : دين را از او برمىگيرند .
هامش
( 1 ) بقرة ، 260
( 2 ) بقرة ، 286
( 3 ) فلق ، 3
( 4 ) يس ، 80