تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
عرض است نه ذاتى ، و آنچه ذاتا مقصود است و سخن در جهت آن است بحث دربارهء قرآن است ، چون سرآغاز كلام مىباشد . مىگوييم : اين شرط در جامع نيست ، بلكه تعلّق داشتن به هر وجهى كه باشد كافى ، و در وجه ربط آنچه ذكر كرديم بس است ؛ چون مقصود تأكيد أمر قرآن و عمل به آن و برانگيختن بر ايمان مىباشد ، از همين روى وقتى از بيان آن فراغت يافت فرمود :
( وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا )
« 1 » و به اوّلى بازگشت . سوم : استطراد ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ )
« 2 » زمخشرى گفته : اين آيه بر سبيل استطراد وارد شده پس از ياد آشكار شدن زشتيهاى بدن [ آدم و حوا ] و پوشاندن آنها با برگ درخت ، تا منّت خداى را در آفرينش لباس إظهار كند ، و به به جهت پستى و فضاحتى كه در عريان بودن و كشف عورت هست ، و براى تذكر اينكه ستر و پوشش از أبواب مهم تقوى است . و نيز بنا بر استطراد برآورد شده فرمودهء خداى تعالى :
( لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ )
« 3 » ، كه اوّل سخن براى ردّ بر نصارى ذكر شده كه فرزندى مسيح را مىپنداشتند ، سپس براى ردّ بر عربهايى كه فرزندى فرشتگان را مىپنداشتند استطراد فرمود . و نزديك به استطراد - به‌طورىكه بسا كه با هم فرق گذاشته نشوند - حسن تخلّص است ، و آن چنين است كه از آنچه سخن را با آن آغاز كرده است به آسانى و دزدكى منتقل شود به نحوى كه شنونده انتقال را احساس نكند مگر پس از آنكه معنى دوّم بر او واقع شده باشد ، به جهت التيام شديدى كه بين آن دو معنى قرار گرفته است . و أبو العلاء محمد بن غانم به غلط گفته : از اين نوع چون تكلّف دارد در قرآن واقع نشده . وى همچنين گفته : ولى قرآن به گونهء اقتضاب وارد شده يعنى منتقل شدن به معنى غير ملايم كه شيوهء عرب است . و چنين نيست كه او گفته ، كه در قرآن تخلّصات شگفت‌انگيزى هست كه عقلها را به حيرت وامىدارد . و به سورة الاعراف نگاهى كن كه چگونه پيامبران و قرون گذشته و أمم سالفه
هامش
( 1 ) بقرة ، 23 ( 2 ) اعراف ، 26 ( 3 ) نساء ، 172