و النّجم تستصغر الابصار صورته * و الذّنب للطّرف لا للنّجم في الصّغر
ديدهها صورت ستارگان را كوچك مىپندارند ، ولى گناه چشم است نه گناه ستاره در كوچكى .
فصلى [ دربارهء مناسبت ] :
مناسبت در لغت همشكل بودن و نزديك بهم بودن را گويند ، و در آيات و مانند آنها به معنى ربطدهندهء بين آنها برمىگردد ، عامّ باشد يا خاص ، عقلى يا حسّى يا خيالى يا أنواع ديگر علاقهها و يا تلازم ذهنى ، مانند سبب و مسبّب و علت و معلوم و دو نظير و دو ضدّ و أمثال اينها .
و فايدهء اينكه أجزاء سخن گردن يكديگر را بگيرند ، و بدين ترتيب ارتباط قوّت يابد ، و تأليف كلام مانند ساختمان محكمى مىشود كه قسمتهاى مختلف آن با هم سازگار باشند ، اين فايده را چنين مىگوييم : ذكر كردن آيهاى پس از ديگرى يا ارتباط ظاهرى دارد ؛ چون كلمات به يكديگر متعلّق هستند ، و با جملهء اوّلى مطلب تمام نمىشود ، و همينطور اگر جملهء دوّمى نسبت به جملهء اوّلى به گونهء تأكيد يا تفسير يا اعتراض يا بدل باشد ، و دربارهء اين قسم اختلافى نيست .
و يا اينكه ارتباط ظاهر نباشد ، بلكه ظاهر اينطور باشد كه هر جمله مستقل است ، و بر خلاف نوع جملهء قبلى .
در اين قسم يا جملهء دوّم بر جملهء اوّل معطوف است با يكى از حروف مشترك در حكم و يا نه ؛ كه اگر معطوف بود بايد بين آن دو جمله جهت جامعى باشد بهطورىكه تقسيم جهات تناسب گذشت ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( يَعْلَمُ ما - يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها
- خداوند مىداند آنچه در زمين فرورود و آنچه از آن برآيد و آنچه از آسمان فرودآيد و آنچه در آن بالا مىرود « 1 » و فرمودهء خداوند :
( وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
- و خداوند تنگ مىگيرد و بسط مىكند و به سوى او بازگردانده مىشويد « 2 » . به جهت تضاد بين قبض و بسط ، و فرورفتن و بيرون شدن ، و فرودآمدن و بالا رفتن ، و شبه تضاد ميان
هامش
( 1 ) حديد ، 4
( 2 ) بقرة ، 245