تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
دوم : اينكه نسبت طبيعتها و ستارگان با يك برگ و يك دانه يكى است ، آنگاه مىبينيم كه يك برگ گل يك رويش سرخ و روى ديگرش سياه مىباشد ؛ پس اگر ذات خودش در آن تأثير داشت محال بود چنين تفاوتى يافت گردد ، پس مىفهميم كه مؤثر در موجودات قادر مختار است ، و اين است مراد از فرمودهء خداوند :
( وَ ما ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ
- و آنچه براى شما در زمين آفريد كه رنگهاى مختلف و شكلهاى گوناگون دارد ، بدرستى كه در اين كار آيتى است براى كسانى كه متذكر گردند « 1 » ، كأنه گفته شده : به ياد آور آنچه در عقلت رسوخ يافته كه آنچه در طبع و ذات يك شىء باشد تأثير متفاوتى نخواهد داشت ، پس چون اين اختلاف و تفاوت در شكلها و رنگها را ديدى ، خواهى دانست كه مؤثر در موجودات طبيعتها نيست ، بلكه فاعل مختار در آنها تأثير گذارده است ، لذا مقطع اين آيه را تذكر قرار داد . و از اين گونه است فرمودهء خداى تعالى :
( قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ . . . )
« 2 » كه آيهء اول با
( لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ )
و آيهء دوم با
( لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ )
و آيهء سوم با
( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ )
ختم گرديده است ؛ زيرا كه سفارشهاى آيهء اول را هوسهاى غالب بر عقل سبب مىشود ترك گردد ؛ چون شرك به خداوند به خاطر كامل نشدن عقل است كه بر توحيد و عظمت الهى دلالت دارد ، و همچنين عقوق والدين بر خلاف مقتضاى عقل است ، چون والدين به هر راهى كه توانسته‌اند به فرزندان خود احسان كنند ، و نيز زنده‌بگور كردن فرزندان از ترس فقر با وجود خداى رزّاق حىّ كريم ، و نيز ارتكاب فواحش بر خلاف مقتضاى عقل و خرد مىباشد ، و نيز قتل نفس به جهت خشم يا كينه‌اى كه در قاتل پديد مىشود از بىعقلى است ، پس زيبنده بود پس از اين سفارشها كلمهء « يعقلون » به كار رود ، و در آيهء دوم سفارشهاى خداوند به حقوق مالى و قولى مربوط مىشود ، زيرا كه هركس بداند فرزندانى يتيم پس از خود بجاى خواهد گذاشت ، شايسته نيست بر خلاف آنچه ميل دارد با يتيمانش رفتار كنند با يتيمان ديگران رفتار نمايد ، و آنكه پيمانه يا وزن انجام مىدهد ، يا براى ديگرى گواه مىشود اگر همان أمر براى خودش باشد ؛ دوست ندارد كه در آن خيانت يا كمى انجام گيرد ، و نيز كسى كه وعده مىدهد اگر وعده داده شود مايل نيست كه
هامش
( 1 ) نحل ، 13 ( 2 ) انعام ، 151 تا 153