هلاك نموديم كه اينان اينك در ديارشان رفت و آمد مىكنند ، براستى كه در آن نشانههايى است آيا نمىشنوند ؟ « 1 » ،
( أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْماءَ . . )
تا
( أَ فَلا يُبْصِرُونَ
- آيا نمىبينند كه ما آب باران را به سوى زمين خشك و بىآب و گياه مىفرستيم تا اينكه به آن گياهان و حاصلى برآوريم كه چهارپايانشان و خودشان از آن مىخورند آيا نمىنگرند « 2 » ، كه در آيهء اوّل « يهد لهم » آورده و آن را با « يسمعون » ختم كرده ، چون موعظه در آن شنيدنى است كه خبر گذشتگان است و در آيهء دوّم « يروا » آمده و با « يبصرون » پايان يافته چون ديدنى است .
و فرمودهء خداوند :
( لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ )
« 3 » كه لطيف با آنچه با چشم ديده نمىشود مناسبت دارد ، و خبير با آنچه ديده مىشود .
و فرمودهء خداوند :
( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ )
تا آنجا كه فرموده :
( فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ )
« 4 » كه در اين فاصله تمكين تامّ مناسب ما قبلش هست ، و يكى از صحابه هنگام نزول اين آيه به ختم نمودنش به همين جمله مبادرت ورزيد ، پيش از آنكه آخرش را شنيده باشد ؛ ابن أبى حاتم از طريق شعبى از زيد بن ثابت آورده كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم اين آيه را بر من املا مىكرد :
( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ )
تا آنجا كه فرموده :
( خَلْقاً آخَرَ )
، معاذ بن جبل گفت :
( فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ )
، پس پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم خنديد ، معاذ عرضه داشت : از چه خنديدى اى رسول خدا ؟ فرمود : به اين جمله آيه ختم شده است ! و حكايت شده كه اعرابيى شنيد كه خوانندهاى مىخواند :
( فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْكُمُ الْبَيِّناتُ )
« 5 » « فاعلموا أنّ اللّه غفور رحيم » ، و با اينكه قرآن نخوانده بود گفت :
اگر اين كلام خدا باشد چنين نمىگويد ، [ شخصى بر آن دو گذشت پس گفت : اين آيه را چگونه مىخوانى ؟ جواب داد :
( فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )
پس گفت : همين شايسته است ] ، حكيم است كه آمرزش را هنگام لغزش ياد نمىكند ؛ زيرا كه فريب دادن مىباشد .
هامش
( 1 ) سجده ، 26
( 2 ) سجده ، 27
( 3 ) انعام ، 103
( 4 ) مؤمنون ، 12 و 14
( 5 ) بقرة ، 209