تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
تخلف نمايند ، و چون كسى اين امور را دوست ندارد ، با مردم همان گونه رفتار خواهد كرد كه مايل است با او رفتار كنند ، پس ترك اين سفارش از روى غفلت و بىتوجهى - انجام مىگيرد ، لذا مناسب شد كه اين آيه را با :
( لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ )
ختم فرمايد ، و امّا آيهء سوّم : چون ترك متابعت دستورات دينى خداوند به خشم و عقوبت خداوند منتهى مىشود ، خوب بود كه :
( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ )
آخر آن بيايد ، يعنى : باشد كه از عقوبت خداوند بپرهيزيد . و از اين گونه است فرمودهء خداوند در سورة الأنعام :
( وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ - النُّجُومَ . . . )
« 1 » كه آيهء اوّل با جملهء :
( لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ )
و دوّمى با :
( لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ )
و سوّمى با :
( لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ )
ختم گرديده است ، بدين جهت كه حساب ستارگان و هدايت شدن و راهيابى از آنها به دانشمندان متخصص در آن رشته اختصاص دارد ، لذا مناسب شد كه با « يعلمون » ختم گردد ، و برآوردن خلايق از يك فرد ، و منتقل كردن آنها از صلب به رحم و سپس به دنيا ، سپس به زندگى و مرگ ، و نظر كردن در اين أمور دقيق‌تر و انديشه در آن عميق‌تر است ، لذا مناسب شد كه با « يفقهون » ختم شود ، زيرا كه فقه فهم چيزهاى دقيق است ، و چون نعمتهايى كه خداوند بر بندگانش عنايت فرموده از گسترش روزى و غذاها و ميوه‌ها و أنواع آنها را ياد كرد ، تناسب يافت كه با عنوان إيمان پايان يابد كه مايهء شكر نعمتهاى خداى تعالى است . و از اين قبيل است فرمودهء خداى تعالى :
( وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ * وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ )
« 2 » كه آيهء اوّلى با « تؤمنون » و دوّمى با « تذكّرون » ختم گرديده ، و جهتش آن است كه واضح و آشكار است كه قرآن بر خلاف نظم شعر است ، پس سخن كسى كه گفته : شعر است كفر و عناد محض مىباشد ، لذا مناسب شد كه با جملهء
( قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ )
پايان يابد ، ولى مخالف بودن قرآن با نظم كاهنان و الفاظ سجع نياز به تذكّر و تدبّر دارد ؛ زيرا كه هر دو نثر مىباشند ، پس بر خلاف آن بودنش براى هر كسى روشن نيست همچنان‌كه بر خلاف شعر بودنش معلوم است ؛ بلكه با تدبّر فصاحت و بلاغت و بدايع و معانى ارزنده و عميق و دقيق قرآن مطلب واضح مىگردد ، پس نيكو شد كه چنين ختم شود :
( قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ )
. و از گونه‌هاى بديع و جالب اين نوع : اختلاف دو فاصله در دو مورد است
هامش
( 1 ) انعام ، 97 تا 99 ( 2 ) حاقّه ، 41 و 42