در جواب گفته شده : در « بمؤمن لنا » معنايى هست كه در كلمهء « مصدّق » نيست ، زيرا كه معنى گفتهء تو كه : « فلان مصدق لى - فلانى تصديقكنندهء من است » اين است كه : او به من گفت : راست مىگويى ، و امّا مؤمن معنايش آن است كه اضافه بر تصديق تأمين هم مىدهم ، و مقصود برادران يوسف - كه آيهء فوق از زبان آنها آمده - اين بوده كه تصديق با چيزى اضافه بر آن - كه طلب اطمينان و تأمين باشد - پدر نسبت به آنها پيدا كند .
و يكى از ادبا لغزيده كه دربارهء فرمودهء خداوند :
( أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ )
« 1 » گفته : اگر [ به جاى « و تذرون » ] مىفرمود : « و تدعون » جناس رعايت مىشد .
و امام فخر الدين رازى جواب داده كه : فصاحت قرآن از رعايت اين تكلّفات نيست ، بلكه از جهت نيرومندى معانى و پربارى ألفاظ مىباشد .
و ديگرى جواب داده كه : رعايت معانى از رعايت الفاظ أولى است ، و اگر مىفرمود : « أ تدعون » و « تدعون » براى خواننده اشتباه پيش مىآمد ، و چنين مىپنداشت كه هر دو به يك معنى مىباشند و تصحيفى در مورد آنها رخ داده است .
ولى اين جواب ناپخته است .
و ابن الزملكانى جواب گفته كه : تجنيس زيباسازى است ، و در مورد وعده و إحسان به كار مىرود نه در مقام ترسانيدن و هشدار .
و الخويى جواب گفته كه : « تدع » از « تذر » أخص است ، زيرا كه آن به معنى رها كردن شىء با اعتناى به أمر آن مىباشد ، و اشتقاق بر اين گواه است ، چنان كه ايداع نيز عبارت است از ترك گفتن سپرده است با اعتناى به حال آن ؛ به همين جهت است كه يك فرد امانتدار براى آن انتخاب مىكنند .
و از همين باب است « دعه » كه به معنى راحت مىباشد ، ولى « تذر » به معنى ترك گفتن است ، يا به طور مطلق ، و يا ترك با إعراض و نفى كلّى .
راغب گفته : گويند : فلان يذر الشىء ، يعنى آن را پرتاب مىكند چون نسبت به آن كماهميت است ، و از اين باب است : و ذرة كه تكه گوشت را گويند ، چون به آن اعتنايى نيست ، و بدون ترديد سياق آيه با اين معنى تناسب دارد نه معنى
هامش
( 1 ) صافات ، 125