شدن دو منبع آن كه قطعا متأخر از آن است ، سپس خبر دادن از قضاى أمر كه همان هلاك شدن كسانى كه هلاكتشان مقدر شده بود ، و نجات يافتن كسانى كه وعدهء نجات آنان داده شده بود ، و اين بعد از ماقبلش آمده ؛ چون علم به آن پس از بيرون آمدن اهل كشتى از آن بوده ، و خروجشان بر آنچه گذشت متوقف . سپس از پهلو گرفتن و استقرار كشتى خبر داد كه از ميان رفتن ترس و حصول اطمينان را مىرساند ، سپس با نفرين بر ستمگران مطلب را به پايان برد تا برساند كه هر چند غرقاب همهء زمين را فراگرفت ، الّا اينكه جز به افراد مستحق عقوبت از جهت ظلمشان به ديگران نرسيد .
عتاب شخص نسبت به خود :
از اين نوع است :
( وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي . . . )
« 1 » .
و نيز فرمودهء خداوند :
( أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ . . . )
« 2 » .
عكس :
عكس آن است كه سخنى آورده شود كه يك جزء آن مقدّم و جزء ديگر مؤخّر باشد ، سپس مؤخّر را پيش بدارد و مقدّم را عقب اندازد ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ )
« 3 » ،
( يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ )
« 4 » ،
( وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ )
« 5 » ،
( هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ )
« 6 » ،
( لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ )
« 7 » .
و از حكمت اين آيهء أخير سؤال شده كه خداوند فرموده : « نه زنهاى مؤمن بر كافران حلال هستند و نه مردهاى كافر بر زنان مؤمن حلال مىباشند » ، و ابن المنير جواب داده كه فايدهاش اشاره به اين است كه كافران به فروع شريعت مخاطب و مكلّف هستند .
هامش
( 1 ) فرقان ، 27
( 2 ) زمر ، 56
( 3 ) انعام ، 52
( 4 ) حج ، 61
( 5 ) يونس ، 31
( 6 ) بقرة ، 187
( 7 ) متحنة ، 10