سوم : متعلق بودن ما بعد فاصله به آن ، و اين در نوع فاصلهها ذكر شده است .
چهارم : درج كردن سخن كس ديگر در بين كلام به منظور تأكيد معنى ، يا ترتيب نظم ، و نوع بديعى همين است ، ابن أبى الإصبع گفته : در قرآن چيزى از اين گونه نيافتم مگر در دو مورد كه متضمن دو فصل از تورات و انجيل است ، فرمودهء خداوند :
( وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ . . . )
« 1 » ، و فرمودهء خداوند :
( مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ . . . )
« 2 » .
و ابن النقيب و ديگران نقل قولهايى كه از زبان مخلوق در قرآن آمده را مثال آوردهاند ، مانند فرمودهء خداى تعالى به حكايت از ملائكه :
( أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها )
« 3 » ، و از منافقين :
( أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ )
« 4 » ،
( وَ قالَتِ الْيَهُودُ )
« 5 » ،
( وَ قالَتِ النَّصارى )
« 5 » . ابن النّقيب گفته : و همينطور است آنچه از لغتهاى عجمى در آن آمده است .
جناس :
جناس تشابه دو لفظ در كلام است ، در كنز البراعة آمده : و فايدهاش آن است كه شنونده به خوب گوش كردن آن تمايل پيدا مىكند ، زيرا كه تناسب ألفاظ إيجاد ميل و توجه مىنمايد ، و چون اگر لفظ مشترك بر يك معنى حمل شود ، و سپس در حالى كه مراد غير آن باشد بيايد ، دل به آن مشتاق مىگردد .
و انواع جناس بسيار است از جمله :
1 - جناس تامّ ، و آن چنين است كه دو لفظ در انواع حروف و تعداد و هيآت آنها با هم متّفق و يكسان باشند ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ )
« 7 » .
و گويند : غير از اين مورد در قرآن نيامده ، و شيخ الإسلام ابن حجر جاى ديگرى را استنباط كرده :
( يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ )
« 8 » ،
( يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ )
« 9 » .
هامش
( 1 ) مائدة ، 45
( 2 ) فتح ، 29
( 3 ) بقرة ، 30
( 4 ) بقرة ، 13
( 5 ) بقرة ، 113
( 7 ) روم ، 55
( 8 ) نور ، 43
( 9 ) نور ، 44