و بعضى انكار كردهاند كه آيهء اوّل از نوع جناس باشد ، وى گفته : « الساعة » در هر دو جا به يك معنى است و حال آنكه تجنيس آن است كه لفظ يكى و معنى متفاوت باشد ، نه اينكه يكى حقيقت و ديگرى مجاز باشد ، بلكه هر دو حقيقت هستند ، و زمان قيامت هر چند كه طولانى باشد نزد خداوند در حكم يك ساعت است ، پس عنوان ساعت بر قيامت مجاز مىباشد ، و بر آخرت حقيقت است ، و با اين بيان آيهء مزبور از جناس خارج است ، چنان كه گفته باشى : « الاغى سوار شدم و الاغى را ديدم » در حالى كه منظورت شخص كودن باشد .
2 - جناس مصحّف ، كه جناس خط نيز به آن مىگويند ، آن است كه حروف در نقطهها فرق كنند ، مانند :
( وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ * وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ )
« 1 » .
3 - جناس محرّف كه در حركات با هم اختلاف دارند ، مانند فرمودهء خداوند :
( وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ )
« 2 » .
و تصحيف و تحريف در اين آيه جمع شده است :
( وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً )
« 3 » .
4 - جناس ناقص آن است كه در تعداد حروف اختلاف حاصل شود ، خواه حرف زياد شده اول كلمه واقع گردد يا وسط و يا آخر ، مانند فرمودهء خداوند :
( وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ * إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ )
« 4 » ،
( ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ )
« 5 » .
5 - جناس مذيّل ، آن است كه يكى از دو لفظ بيش از يك حرف در آخر يا اوّلش زياد شود ، و بعضى گونهء دوم را متوّج ناميدهاند ، مانند فرمودهء خداوند :
( وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ )
« 6 » ،
( وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ )
« 7 » ،
( مَنْ آمَنَ بِهِ )
« 8 » ،
( إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ )
« 9 » ،
( مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ )
« 10 » .
6 - جناس مضارع ، آن است كه با يك حرف متقارب در مخرج با هم تفاوت كنند ، چه در اوّل باشد و چه در وسط و چه در آخر ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ )
« 11 » .
7 - جناس لاحق ، اينكه با يك حرف غير مقارب اختلاف داشته باشند ،
هامش
( 1 ) شعراء ، 79 و 80
( 2 ) صافات ، 72 و 73
( 3 ) كهف ، 104
( 4 ) قيامة ، 29 و 30
( 5 ) نحل ، 69
( 6 ) نحل ، 97
( 7 ) قصص ، 45
( 8 ) أعراف ، 86
( 9 ) عاديات ، 11
( 10 ) نساء ، 143
( 11 ) انعام ، 26