و فرمودهء خداوند :
( الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ )
« 1 » كه تمام حالتها و هيئتهاى ذكرگويان را در بر گرفته است .
و فرمودهء خداوند :
( يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ * أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً )
« 2 » ، تمام أحوال ازدواجكنندگان را ذكر كرده ، و قسم پنجمى ندارد .
تدبيج :
و آن عبارت است از اينكه متكلم رنگهايى را در سخن خود نام ببرد و منظورش از آنها توريه و كنايه باشد ، ابن أبى الإصبع گفته : مانند فرمودهء خداى تعالى :
( وَ مِنَ - الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِيبُ سُودٌ )
« 3 » ، گفته : مراد از اين رنگها - و خدا داناست - كنايه از راه اشتباه و راه راست و روشن است ، زيرا كه جادّهء سفيد راهى است كه رهروان بسيارى دارد ، و آن واضحترين و روشنترين راههاست ، و رتبهء پس از آن قرمز است ؛ و پايينتر از قرمز سياه ؛ انگار كه در خفاء و اشتباهانگيز بودن ضد سفيد است كه واضح و ظاهر است .
و چون اين سه رنگ براى ظاهر شدن در چشم دو سمت و يك واسطه دارد - طرف بالا در ظهور و سفيدى ، و طرف پايين خفاء و سياهى ، و قرمز ميانهء اين دو است - همچنانكه تركيب رنگها بر اين وضع شده ، و نيز چون رنگ كوهها از اين سه نوع بيرون نيست ، و هدايت با هر نشانهاى كه براى آن نصب گرديده به همينگونه تقسيم شده است ؛ آيهء كريمه نيز همينطور تقسيم گشت ، و در آن تدبيج و صحت تقسيم واقع شد .
تنكيت :
عبارت است از اينكه متكلم به جهت نكتهاى چيزى را ياد كند كه ممكن بود غير آن را كه جايش را پر مىكرد بياورد ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
هامش
( 1 ) آل عمران ، 191
( 2 ) شورى ، 49 و 50
( 3 ) فاطر ، 27