و بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم مىباشد ، و در اينجا با لفظ آن معنى أخير اراده شده است ، چنان كه ابن مردويه از طريق ضحّاك از ابن عبّاس آورده كه دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( أَتى أَمْرُ اللَّهِ )
گفته : [ يعنى ] محمّد [ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ] ، و ضمير آن در ( تستعجلوه ) اعاده شده در حالى كه مراد برپايى قيامت و عذاب است .
و از جمله - كه آشكارترين آنهاست - فرمودهء خداى تعالى :
( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ )
« 1 » زيرا كه مراد آدم است ، سپس ضمير را به آن بازگرداند كه منظور فرزندان او مىباشد ، فرمود :
( ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ )
« 2 » .
و از جمله فرمودهء خداى تعالى است :
( لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ )
« 3 » سپس فرمود :
( قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ )
« 4 » يعنى : چيزهايى را پرسيدند ، زيرا كه گذشتگان از اشيائى كه صحابه پرسيدند و از آنها نهى شدند نپرسيده بودند .
التفات :
التفات منتقل ساختن كلام از روشى به روش ديگر است ، يعنى از متكلم يا خطاب يا غيبت به يكى ديگر از اينها ، پس از تعبير با اوّلى ، اين تعريف مشهور است ، و سكّاكى گفته : يا چنين است و يا تعبير آوردن با يكى به آنچه حق تعبير به ديگرى است . و فوايدى دارد ، از جمله :
- تازه كردن سخن ، و بازداشتن گوش از ملال و آزردگى ، به جهت اينكه طبع أفراد بشر دوستدار تنقلات است ، و از استمرار بر يك شيوه و منوال خسته مىشوند ، اين فايدهء كلّى آن .
و هرجا - بر حسب اختلاف محل - نكتهها و لطيفههايى مخصوص به خود دارد ، چنان كه بيان خواهيم كرد ، مثال التفات از متكلم به خطاب - كه به جهت بسيج كردن حواس شنونده به استماع و شنيدن مطلب انجام مىشود چه اينكه متكلم روى سخن را به سمت او برمىگرداند ، و عنايت و توجه خاصّى نسبت به او مبذول مىدارد - فرمودهء خداى تعالى :
« وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )
« 5 » كه در اصل
هامش
( 1 ) مؤمنون ، 12 و 13
( 2 ) مائدة ، 101 و 102
( 3 ) مائدة ، 101
( 4 ) مائدة ، 102
( 5 ) يس ، 22