و هشت موضوع پس از آن در أنواع فاصلهها بيان مىشود ، و حسن تخلّص و استطراد در نوع مناسبات بيان خواهد شد ، و امّا حسن ابتدا و براعت ختام در دو نوع فواتح و خواتم خواهد آمد .
من در اينجا بقيهء عنوانهاى يادشده را بيان مىنمايم با زوايد و مطالب نفيسى كه در جاى ديگرى غير از اين كتاب يافت نمىشود .
ايهام :
توريه نيز ناميده مىشود آن است كه لفظى ذكر گردد كه دو معنى براى آن باشد ، يا به صورت مشترك يا تواطؤ ( تساوى ) يا حقيقت يا مجاز ، يك معنى نزديك و معنى ديگر دور باشد ، و گوينده معنى دور را در نظر داشته و با معنى نزديك آن را بپوشاند ، پس شنونده در وهلهء اوّل آن را توهم نمايد .
زمخشرى گفته : « در فنّ بيان با بىدقيقتر و لطيفتر از توريه نمىيابى ، و نيز سودمندتر و يارىكنندهتر از آن براى تأويل متشابهات كلام خدا و رسول نمىباشد ، گفته : و از مثالهاى آن :
( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى )
« 1 » مىباشد ، زيرا كه استواء دو معنى دارد : يكى قرار گرفتن در مكان كه معنى نزديك آن است كه با آن توريه انجام شده ، و مقصود نيست چون خداى تعالى از آن منزّه و مبرّى است ، دوم : تسلط و ملك و حكومت مىباشد ، كه معنى دور و مقصود است كه با معنى نزديك ياد شده اين معنى مورد نظر پوشانده شده است » .
و اين توريه را مجرّده مىنامند ؛ زيرا كه چيزى از لوازم مورّى به و مورّى عنه در آن ياد نشده است .
و يكى از أقسام توريه را مرشّحه نامند ، و آن قسمى است كه يكى از لوازم اين دو در آن يادشده باشد ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ )
« 2 » كه احتمال معنى دست مىرود كه مورّى به است ، و از لوازم آن نيز به صورت ترشيح بنيان ذكر شده ، و احتمال قدرت و نيرو در آن هست كه معنى دور مورد نظر است .
ابن أبى الإصبع در كتاب الإعجاز گفته : و از جمله مثالهاى اين نوع :
هامش
( 1 ) طه ، 5
( 2 ) ذاريات ، 47