مبالغه است ، و اين معنى دور است ، و معنى نزديك آن كه متبادر به ذهن مىباشد اينكه منظور از كافّه جامعه است به معنى « جميعا » ، ولى جهت اينكه نمىشود اين معنى را حمل كنيم آن است كه : تأكيد پس از مؤكّد مىآيد ، پس همانطوركه نمىتوان گفت : رأيت جميعا الناس ، نمىشود بگوييم : رأيت كافة الناس .
استخدام :
استخدام و توريه شريفترين انواع بديع مىباشند ، و اين دو در يك رتبه هستند ؛ بلكه بعضى استخدام را برتر از توريه شمردهاند ، و در تعريف آن دو عبارت ذكر كردهاند :
يكى : اينكه لفظى كه داراى دو معنى به بالا باشد بياورند در حالى كه يكى از معانى آن مراد باشد ، سپس ضمير آن را بياورند در صورتى كه مقصود معنى ديگر باشد ، و اين شيوهء سكّاكى و پيروان او است .
دوم : اينكه لفظ مشتركى بياورند ، سپس دو لفظى كه از يكى يك معنى آن و از ديگرى معنى ديگر فهميده شود ذكر گردد ، و اين روش بدر الدين ابن مالك در كتاب المصباح است ، ابن أبى الإصبع نيز همين را پذيرفته و براى آن فرمودهء خداى تعالى :
( لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ )
« 1 » را مثال آورده است ، زيرا كه لفظ « كتاب » وقت محتوم و كتاب نوشتهشده را معنى مىدهد ، و لفظ « أجل » معنى اول را خدمت مىكند ، و لفظ « يمحو » معنى دوم را خدمت مىكند .
و ديگرى اين آيه را مثال آورده :
( لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى . . . )
« 2 » كه فقط « صلاة » احتمال دارد خود نماز و أفعال آن باشد ، و احتمال دارد كه جاى نماز و محلّ برگزارى آن ، و اينكه فرموده :
( حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ )
معنى اول را خدمت مىكند ، و
( إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ )
معنى دوم را .
گفته شده : بنا بر مبناى سكّاكى اين نوع در قرآن نيامده است .
مىگويم : من با فكر خودم آياتى بر مبناى او استخراج نمودهام ، از جمله :
فرمودهء خداى تعالى :
( أَتى أَمْرُ اللَّهِ )
« 3 » ، زيرا كه منظور از أمر اللّه برپايى قيامت و عذاب
هامش
( 1 ) رعد ، 38
( 2 ) نساء ، 43
( 3 ) نحل ، 1