( فِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ )
« 1 » .
[ أقسام انشاء ]
فصلى در باب استفهام :
از أقسام انشاء استفهام است ؛ و آن طلب فهم مىباشد كه به معنى استخبار است .
و بقولى : استخبار ( - خبر گرفتن ) از چيزى كه گفته شده ولى كاملا مفهوم نگرديده ، پس وقتى دوباره از آن سؤال كنى استفهام كردهاى . ابن فارس در فقه اللغة اين را حكايت كرده است .
أدوات استفهام : همزه ، هل ، ما ، من ، أىّ ، كم ، كيف ، أين ، أنّى ، متى ، و أيّان مىباشد كه در بحث أدوات گذشت .
و ابن مالك در مصباح گفته : و غير از همزه بقيهء أدوات همه نايب و جانشين آن هستند ، و چون استفهام طلب نقش كردن صورت آنچه در خارج است در ذهن مىباشد ، لازم است كه حقيقت نباشد مگر در صورتى كه از شخص شك كنندهاى كه خبردار شدن را ممكن بداند و آن را باور داشته باشد ؛ چون غير از شاكّ اگر استفهام كند تحصيل حاصل لازم مىآيد ، و اگر امكان خبردار شدن را باور نداشته باشد ، استفهام براى او سودى ندارد .
و يكى از پيشوايان گفته : و آنچه در قرآن از ألفاظ استفهام آمده چنين است كه در خطاب خداوند - كه خطابكننده است - علم آن استفهام از جهت إثبات يا نفى نزد او حاصل مىباشد ، [ يعنى او حقيقت آن را مىداند و پرسش از ناحيهء او نيست ] .
و علّامه شمس الدين بن الصائغ در اين باره كتابى تأليف كرده كه آن را روض - الافهام في أقسام الاستفهام ناميده ، وى در كتاب مزبور گفته است : عربها دامنهء استفهام را وسعت داده و آن را براى معانى خاصى از حقيقتش خارج ساخته يا آن معانى را به خورد آن دادهاند ، و مجاز در آن به همزه اختصاص ندارد بر خلاف صفّار كه چنين پنداشته است .
هامش
( 1 ) احقاف ، 26 .