تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
دوست دارد ، زنان شما كشتزار شمايند « 1 » كه ( نساؤكم ) متصل است به ( فأتوهنّ ) چون بيان آن است ، و جمله‌هاى وسط اعتراض است به جهت سوق دادن به پاكيزگى و پرهيز از پشت زنان . و فرمودهء خداوند :
( يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ )
تا آنجا كه فرموده :
( وَ قِيلَ بُعْداً )
« 2 » در اين آيه اعتراض در سه جمله هست :
( وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى - الْجُودِيِّ
- و آب فرونشست و أمر ( عذاب ) انجام گرفت و كشتى بر كوه جودى قرار يافت ) . در الأقصى القريب گويد : و نكته‌اش آن است كه برساند اينكه أمر الهى بين دو قول انجام شد ، كه اگر اين جمله‌ها را در آخر مىآورد به ظاهر مىرساند كه اين أمور بعدا واقع شده‌اند ، و چون در وسط آمد معلوم شد كه اجراى آنها به تأخير نيفتاده است . و نيز اعتراضى در اعتراض آن هست كه :
« وَ قُضِيَ الْأَمْرُ »
اعتراضى است بين : « و غيض » و « و استوت » چون پهلو گرفتن كشتى پس از فرونشستن آب حاصل مىشود . و فرمودهء خداوند :
( وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ )
تا آنجا كه فرموده :
( مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ )
« 3 » كه در آن هفت جمله اعتراضى هست ، در صورتى كه جملهء اخير را حال از آن إعراب كنيم . و از موارد وقوع اعتراض در اعتراض است ، مانند :
( فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ * وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ * إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ
- سوگند به محلّ نزول ستارگان ( يا نزول آيات قرآن ) ، و اين سوگند اگر بدانيد سوگند بزرگى است ، كه اين قرآن بسيار گرامى و بزرگ است « 4 » ، كه بين قسم و جواب آن اعتراض آمده :
( وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ . . . )
و بين قسم و صفت آن اعتراض ديگرى آمده : ( لو تعلمون ) به جهت تعظيم و بزرگ شمردن مقسم به ، و براى اينكه به آنان إعلام كند كه آن را عظمتى است كه آنها نمىدانند . طيبىّ در التبيان گفته : وجه خوبى اعتراض خوبى إفاده است ، با اينكه انتظار نمىرود . بيايد كه همچون حسنه‌اى است كه شخص حسابش را نكرده باشد و به او برسد .

گونهء بيست و يكم - تعليل :

و فايده‌اش تقرير و رساتر بودن است ، چون طبعها أحكامى را كه علتشان بيان
هامش
( 1 ) بقرة ، 222 و 223 ( 2 ) هود ، 44 ( 3 ) رحمن ، 46 و 54 ( 4 ) واقعة ، 75 و 77
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 239 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم