تثنيه را مىرساند و تفسير آن به « اثنتين » چيزى بر آن نمىافزايد .
و أخفش و فارسى از اين جواب دادهاند كه : عدد محض را رسانيده جداى از صفت ؛ چون امكان داشت گفته شود : « فإن كانتا صغيرتين - اگر هر دو زن كمسن باشند » يا « كبيره » يا « صالحه » باشند يا صفات ديگر ، پس وقتى كه فرمود : « اثنتين » فهمانيد كه فرض دو فقط از لحاظ دو تا بودن مربوط مىشود ، و اين فايده از ضمير تثنيه بدست نمىآيد . و بقولى : مراد : « فإن كانتا اثنتين فصاعدا - اگر دو زن به بالا بودند » مىباشد ، كه با تعبير از پايينترين حدّ از آن بيشتر خوددارى گرديده و به همين اكتفا شده است ، و نظير اين است :
( فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ )
« 1 » ، و بهتر آن است كه ضمير به دو شاهد مطلق برگردد .
و از جمله صفات تأكيدكننده فرمودهء خداوند :
( وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ )
« 2 » مىباشد ، كه « يطير » براى تأكيد حقيقى بودن پرنده است ، چون گاهى مجازا به غير آن إطلاق مىگردد ، و : « بجناحيه » براى تأكيد حقيقت پرواز مىباشد ؛ زيرا كه به طور مجاز بر دويدن و تند رفتن نيز إطلاق مىشود .
و نظير آن است :
( يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ )
« 3 » ؛ زيرا كه قول به طور مجاز بر غير زبان نيز اطلاق مىگردد ، به دليل :
( وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ )
« 4 » .
و همچنين :
( وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ )
« 5 » زيرا كه أحيانا به طور مجاز قلب در مورد چشم به كار مىرود ، چنان كه چشم بر قلب نيز إطلاق گرديده در فرمودهء خداوند :
( الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي )
« 6 » .
قاعده :
صفت عام بعد از خاص نمىآيد ، گفته نمىشود : رجل فصيح متكلم ، بلكه بايد گفت : رجل متكلّم فصيح ، و بنابراين قاعده فرمودهء خداى تعالى دربارهء اسماعيل :
( وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا )
« 7 » اشكال گرديده ، و جواب داده شده كه اين حال است نه صفت ، يعنى : در حال نبوت فرستاده شد ، و در نوع تقديم و تأخير مثالهايى از اين قبيل
هامش
( 1 ) بقرة ، 282
( 2 ) أنعام ، 38
( 3 ) فتح ، 11
( 4 ) مجادلة ، 8
( 5 ) حج ، 46
( 6 ) كهف ، 101
( 7 ) مريم ، 51