تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
يكى : تخصيص در نكرده ، مانند :
( فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ )
« 1 » . دوم : توضيح و بيان بيشتر در معرفه ، مانند :
( وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ )
« 2 » . سوّم : مدح و ثنا ، و از اين گونه است صفات خداى تعالى ، مانند :
( بِسْمِ اللَّهِ - الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ * الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ )
« 3 » ،
( هُوَ اللَّهُ - الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ )
« 4 » . و از اين قبيل است :
( يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا )
« 5 » كه وصف اسلام داشتن پيغمبران از جهت مدح و اظهار شرف اسلام است ، و طعنه به يهود مىباشد كه از آيين اسلام دور هستند كه دين همهء پيغمبران است . اين را زمخشرى گفته : چهارم : ذم ، مانند :
( فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ )
« 6 » . پنجم : تأكيد براى رفع إيهام ، مانند :
( لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ )
« 7 » ، چون « الهين » براى تثنيه است ، و كلمهء « اثنين » بعد از آن صفتى است كه نهى از شرك را تأكيد مىكند ، و تا برساند كه نهى از دو خدا گرفتن فقط از جهت دو تا بودن است نه معنى ديگر از قبيل ناتوانى آن دو و امثال اينها ، و چون گاهى منظور از وحدت نوعيّت است چنان كه پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم فرمود : « إنّما نحن و بنو المطّلب شىء واحد - همانا ما و فرزندان مطلب يك شىء هستيم » ، و گاهى مقصود از آن نفى عدد است ؛ كه به همان اعتبار تثنيه مىشود ، پس اگر گفته مىشد : « لا تتّخذوا إلهين » فقط ، توهم مىشد كه نهى از برگرفتن دو جنس از خدايان است ؛ هر چند كه ممكن است - از اين تعبير - پنداشته شود كه از يك نوع چند خدا گرفتن جايز است ، لذا با كلمهء « واحد » بار ديگر تأكيد فرموده :
( إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ )
« 8 » . و مانند آن است :
( فَاسْلُكْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ )
« 9 » ، بنا بر قرائت « كلّ » با تنوين ، و نيز فرمودهء خداوند :
( فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ )
« 10 » كه تأكيد براى رفع توهم متعدد بودن نفخه ( - دميدن در صور ) مىباشد ؛ زيرا كه اين صيغه گاهى بر كثرت نيز دلالت مىكند به دليل :
( وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها )
« 11 » . و از اين قبيل است فرمودهء خداوند :
( فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ )
« 12 » كه لفظ « كانتا »
هامش
( 1 ) حشر ، 24 ( 2 ) نساء ، 92 ( 3 ) أعراف ، 158 ( 4 ) فاتحة ، 1 و 4 ( 5 ) مائدة ، 44 ( 6 ) نحل ، 98 ( 7 ) نحل ، 51 ( 8 ) أنعام ، 19 ( 9 ) مؤمنون ، 27 ( 10 ) حاقة ، 13 ( 11 ) ابراهيم ، 34 ( 12 ) نساء ، 176