تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
( وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ * صِراطِ اللَّهِ )
« 1 » نمىبينى كه اگر « صراط » دوّمى ذكر نمىشد هيچ‌كس ترديد نداشت كه صراط مستقيم همان صراط خداوند است ! و سيبويه تصريح كرده كه قسمتى از بدل براى تأكيد است . و ابن عبد السلام از اين گونه دانسته :
( وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ )
« 2 » وى گفته : در اينجا بيان نيست ؛ چونكه « اب » به غير آن اشتباه نمىشود ، ولى در ردّ او گفته شده كه بر پدر بزرگ نيز اطلاق مىگردد ، پس بدل آمده تا بيان كند كه منظور حقيقت پدر است .

گونهء هفتم - عطف بيان :

و آن در توضيح دادن همانند صفت است ، ولى با آن فرق دارد به اينكه وضع شده تا با اسم مخصوصى بر توضيح دلالت كند ، بر خلاف صفت ؛ كه وضع شده تا بر معنايى كه در متبوع آن حاصل است دلالت كند . و ابن كيسان بين آن دو را فرق گذاشته به اينكه : بدل خود مقصود است انگار كه به جاى مبدل منه آن را تقرير كرده باشى ، و عطف بيان و آنچه بر آن عطف شده هر كدام مقصود مىباشند . و ابن مالك در شرح كافيه گفته : عطف بيان در تكميل متبوع خود جارى مجراى نعت ( - صفت ) است ، و با آن فرق دارد در اينكه تكميل كردن متبوعش با شرح و بيان مىباشد نه دلالت بر معنايى كه در متبوع هست يا سببيّت آن ، و در مجراى تأكيد نيز در تقويت دلالتش قرار مىگيرد ، و با آن فرق مىكند در اينكه توهم مجاز را برنمىدارد ، و همچنين در روند بدل واقع مىشود در صلاحيت داشتن براى استقلال ، و با آن فرق دارد در اينكه طرح شدنش نيت نمىشود ، و از مثالهاى آن :
( فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ )
« 3 » ،
( مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ )
« 4 » مىباشد . و گاهى براى مدح تنها بدون توضيح مىآيد ، و از اين گونه است :
( جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ )
« 5 » كه « البيت الحرام » عطف بيان براى مدح است نه توضيح .
هامش
( 1 ) شورى ، 52 و 53 ( 2 ) أنعام ، 74 ( 3 ) آل عمران ، 97 ( 4 ) نور ، 35 ( 5 ) مائدة ، 97