نفى مىباشند ، چنان كه لام براى تأكيد ايجاب است .
و از يكى از علماى نحو سؤال شد كه تأكيد به حرف چيست و چه معنايى دارد چونكه اسقاط آن به معنى جمله صدمهاى نمىزند ! وى در جواب گفته : اين را صاحبان طبع مىشناسند ، از زيادتى حرف معنايى درمىيابند كه در اسقاط آن نمىيابند . گفته كه : نظير اين آگاه به وزن شعر از روى طبع است كه وقتى بيت شعر بر اثر نقص تغيير مىيابد آن را انكار نموده و مىگويد :
در خود احساس مىكنم كه بر خلاف وزن درست است ، همينطور با نبودن اين حروف طبع آنها تغييرى مىبيند كه با بودن آنها در خود چيز ديگرى احساس مىنمايد .
و بايد دانست كه زياده در حروف واقع مىشود ، و در أفعال كم و در اسماء كمتر است .
أمّا در حروف اينها زياد مىآيند : إن ، أن ، إذ ، إذا ، إلى ، أم ، باء ، فاء ، فى ، كاف ، لام ، لا ، ما ، من ، و واو ، كه به طور مشروح در نوع أدوات گذشت .
و امّا در أفعال : « كان » به طور زايد مىآيد كه بر اين آوردهاند :
( كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا )
« 1 » ، و نيز « أصبح » زايد مىشود ، و از اين برشمردهاند :
( فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ )
« 2 » .
رمّانى گفته : معمولا كسى كه بيمارى دارد كه در شب زياد مىشود هنگام صبح أميد گشايش از آن را دارد ، پس كلمهء « أصبح » به كار رفته چون زيان آنان همان هنگامى واقع شد كه اميد فرج در آن را داشتند ، پس زايد نيست .
و أمّا اسماء : بيشتر نحويين تصريح كردهاند كه زياد نمىشود ، ولى در سخن مفسرين بر زياد شدن آنها در مواردى حكم شده است ، مانند لفظ « مثل » در فرمودهء خداوند :
( فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ
- پس اگر ايمان آوردند به مانند آنچه شما ايمان آوردهايد . . . 3 يعنى : بما - به آنچه .
گونهء سوّم : تأكيد صناعى
و آن چهار قسم است :
هامش
( 1 ) . مريم ، 29
( 2 ) . مائدة ، 53