تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و تاج الدين بن الفر كاح گفته : مرگ را تأكيد فرمود به خاطر رد بر دهريان كه قائلند نوع انسان خلفا عن سلف باقى مىماند ، و در اينجا تأكيد قيامت نيازى نداشت چونكه در موارد ديگرى تأكيد شده ، مانند فرمودهء خداوند :
( قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ
- بگو آرى سوگند به پروردگارم كه حتما برانگيخته خواهيد شد « 1 » . و ديگرى گفته : چون عطف شركت را مقتضى است از تكرار لام به جهت ذكر آن در جملهء اوّل بىنياز شد . و گاهى بوسيلهء لام چيزى كه وقوعش نزديك است تأكيد مىشود براى كسى كه در طلب وقوع آن است ، و با تلويح خبر آن به او داده شده ، و او خودش را در آستانهء تحقق يافتن آن مىبيند ، مانند :
( وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا
- و دربارهء كسانى كه ستم كردند با من گفتگو مكن « 2 » ، يعنى : اى نوح دربارهء قوم خود ديگر دعا مكن ، اين سخن تلويحا خبر حتمى شدن عذاب آنها را مىرساند ، پس در اينجا جاى اين است كه مخاطب مردّد بماند كه آيا حكم عذاب هم بر آنها تحقق يافته يا نه ؟ پس با تأكيد گفته شد : آنها غرق خواهند گشت . و همچنين فرمودهء خداوند :
( يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ
- اى مردم خدا ترس باشيد ) « 3 » چون آنها را به تقوى أمر فرمود ، و نتيجهء آن و عقاب بر ترك آن در آخرت معلوم خواهد گشت ، دلهاى آنان به توصيف حال قيامت اشتياق يافت فرموده :
( إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ
- حقّا كه زلزلهء ساعت قيامت چيز بزرگ و مهمى است « 4 » و آن را با تأكيد بيان داشت تا حتمى بودنش را برساند . و همين‌طور فرمودهء خداوند :
( وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي
- و خودم را تبرئه نمىكنم « 5 » كه مخاطب از گفتهء يوسف [ على نبيّنا و آله و عليه السلام ] به حيرت مىافتد ، و مردّد مىماند كه چگونه خودش را تبرئه نمىكند و حال آنكه برى و پاكيزه است ، عصمتش ثابت و نياميختنش با بدى مسلّم مىباشد ! پس آن را چنين تأكيد كرد :
( إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ
- البته كه نفس بسيار به بدى فرمان مىدهد ) . و گاهى به قصد ترغيب و تشويق تأكيد مىآيد ، مانند :
( فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ )
« 6 » كه با چهار تأكيد بيان گرديده به منظور تشويق بندگان به توبه .
هامش
( 1 ) . تغابن ، 7 ( 2 ) . هود ، 37 ( 3 ) . حج ، 1 ( 4 ) . حج ، 1 ( 5 ) . يوسف ، 53 ( 6 ) . بقرة ، 37