ورزيده بودند كه گفتند :
( ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ
- شما جز انسانهايى همچون ما نيستيد و خداى رحمان چيزى فرونفرستاده جز اين نيست كه شما دروغ مىگوييد « 1 » .
و گاهى تأكيد مىآيد در صورتى كه مخاطب به آن منكر نيست ، ولى چون بر خلاف مقتضاى اقرار خود قدم برمىدارد بهمنزلهء منكر قرار داده مىشود ، و گاهى تأكيد ترك مىشود و حال آنكه منكرى نسبت به آن هست ، چون دلايل ظاهرى با آن وجود دارد كه اگر آنها را دقّت كند از انكارش برمىگردد ، و بر اين مبنى برمىآيد فرمودهء خداوند :
( ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ
- سپس البته شما پس از آن حتما مرده خواهيد بود ، سپس البته شما روز قيامت برانگيخته شويد « 2 » مرگ را دو تأكيد آورد هر چند كه انكار نمىشود ، چون مخاطبين در غفلت از آن فرومىروند آنها را بهمنزلهء انكاركننده قرار داد ، و براى اثبات قيامت يك تأكيد آورد با اينكه انكار آن شديدتر است ؛ زيرا كه چون دلايل آن آشكار مىباشد شايسته است كه انكار نشود ، كه مخاطبين را بهمنزلهء شخص غير منكر قرار داده تا آنان را بر دقت در دلايل واضح آن برانگيزد ، و نظير اين است فرمودهء خداى تعالى :
( لا رَيْبَ فِيهِ
- بىترديد در آن كتاب « 3 » كه ترديد را بوسيلهء « لا » كه براى استغراق - فراگيرى است نفى كرد ، در صورتى كه ترديدكنندگانى در آن ترديد كردهاند ، ولى بهمنزلهء عدم ترديد فرض شده از جهت احاله به دلايل روشنى كه ترديد را زايل مىنمايد ، همانطورىكه به همين جهت انكار بهمنزلهء عدم انكار قرار داده شد .
و زمخشرى گفته : بدين جهت دربارهء مرگ تأكيد شده كه انسان متوجه شود كه بايد هميشه مرگ را پيش چشمش مجسّم ببيند ، و از آن غافل نماند ، كه عاقبت او را درمىيابد ، كأنّه جملهء آن به همين منظور سه بار تأكيد گرديده ، چونكه انسان در دنيا نهايت كوشش خود را در راه آن صرف مىكند تا حدّى كه انگار در آن هميشه خواهد ماند ، و جملهء قيامت جز با « انّ » تأكيد نشد چون به جهت تصوير قطعى بودن آن بهطورىكه هيچ نزاعى در آن نباشد ، و جايى براى انكار آن نماند بهتر و بارزتر است .
هامش
( 1 ) . يس ، 15
( 2 ) . مؤمنون ، 15 و 16
( 3 ) . بقرة ، 2