تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و در غرايب كرمانى آمده : تقدير در آيهء اول چنين است : « مثل الذين كفروا يا محمد كمثل الناعق مع الغنم » كه از هر طرف آنچه طرف ديگر بر آن دلالت دارد حذف شده است ، و در قرآن نظايرى هم دارد ، و اين بليغ‌ترين نوع كلام است . و اين نامگذارى از حبك گرفته شده كه معنى آن بستن و محكم‌كارى و مهارت در ساختن لباس است ، حبك الثوب بستن سوراخهاى ميان نخهاى لباس ، و محكم نمودن تار و پود آن مىباشد ؛ به‌طورىكه هيچ‌گونه نقصى در آن ديده نشود ، و بر زيبايى و رو نقش بيفزايد . و بيان گرفته شدن اين اصطلاح از ريشهء يادشده اينكه : موارد حذف در سخن به گشاديهاى بين نخها تشبيه شده ، و چون ناقد بصير با مهارتى كه در ساختن سخن دارد آن را بدست مىگيرد ، و آن را تدارك مىكنه ، محذوف را در جاهاى مناسب قرار مىدهد ، آن را رفو كرده و از خلل و منقصت آن جلوگيرى مىنمايد ، و با تقدير گرفتن بر زيبايى و رونق آن مىافزايد . گونهء چهارم : اختزال ناميده مىشود ؛ آنكه به گونه‌هاى سابق نباشد ، و آن چند قسم است ، زيرا كه محذوف يا يك كلمه است : اسم يا فعل يا حرف ، و يا بيشتر است . مثالهاى حذف اسم : 1 - حذف مضاف ، و آن در قرآن بسيار زياد است ، تا آنجا كه ابن جنى گفته : نزديك به هزار مورد در قرآن از اين قبيل هست . و شيخ عز الدين در كتاب المجاز خود آنها را به ترتيب سوره‌ها و آيات شمارش كرده ، و از اين قبيل است :
( الْحَجُّ أَشْهُرٌ )
« 1 » يعنى : حج أشهر ، يا اشهر الحج ،
( وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ )
« 2 » يعنى : ذا البر ، يا برّ من ،
( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ )
« 3 » يعنى : نكاح امهاتكم ،
( لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ - الْمَماتِ )
« 4 » يعنى : ضعف عذاب ،
( وَ فِي الرِّقابِ )
« 5 » ، يعنى : و في تحرير الرّقاب . 2 - حذف مضاف اليه ، در ياء متكلم بسيار مىشود ، مانند :
( رَبِّ اغْفِرْ لِي )
« 6 » ، و در غايات ( - قبل و بعد ) مانند :
( لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ )
« 7 » يعنى : من قبل الغلب و من بعده . و در كل و أىّ و بعض ، و غير اينها نيز بسا مىآيد مانند قرائت
هامش
( 1 ) . بقرة ، 197 ( 2 ) . بقرة ، 177 ( 3 ) . نساء ، 23 ( 4 ) . أسراء ، 75 ( 5 ) . بقرة ، 177 ( 6 ) . أعراف ، 151 ( 7 ) . روم ، 4