تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
( وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ )
« 1 » ، و نيز فرموده :
( أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ )
« 2 » ؛ بلكه
( بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ )
از قويترين دلايل اختصاص است ، چون پيش از آن آمده :
( لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ )
« 3 » پس اگر براى اختصاص نبود و معنايش همان « اعبد اللّه » بود اضرابى كه در معنى « بل » هست حاصل نمىشد . و أبو حيّان بر مدّعى اختصاص در مانند :
( أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ )
« 4 » اعتراض كرده ، ولى در جوابش گفته‌اند كه : چون غير خداوند را در عبادت با او شريك نمايد انگار كه خداوند را عبادت نكرده ، و آنها ( - كافران ) كه او را به شرك أمر مىنمودند چنان بود كه به تخصيص غير خدا به عبادت أمر كرده باشند . و مؤلّف الفلك الدائر اختصاص را با فرمودهء خداوند :
( كُلًّا هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ )
« 5 » رد كرده ، و اين از قويترين ردهاى آن است . ولى در جوابش گفته شده كه ما در اين ضابطه مدعى هميشگى نيستيم ، بلكه غالبا چنين است ، و بسا كه مواردى خارج باشد . و شيخ بهاء الدين گفته : اختصاص و عدم آن در يك آيه جمع شده ، و آن فرمودهء خداوند :
( أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ * بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ )
« 6 » كه مقدم شدن معمول در اوّلى حتما براى اختصاص نيست ، و در « ايّاه » قطعا براى اختصاص است . و پدرش شيخ تقى الدين در كتاب الاقتناص في الفرق بين الحصر و الاختصاص گفته : در ميان مردم شهرت يافته كه تقديم معمول اختصاص را مىرساند ، ولى افرادى آن را انكار كرده ، و مىگويند : اهتمام را مىرساند ، و سيبويه در كتاب خود گفته : آنها ( - عربها ) آنچه بيشتر مورد عنايتشان است مقدم مىدارند ، ولى علماى بيان آن را براى اختصاص مىدانند ، و بسيارى از اختصاص حصر را مىفهمند و حال آنكه چنين نيست ، اختصاص چيزى است و حصر چيز ديگر ، و فضلا واژهء « حصر » را در آن به كار نبرده‌اند ، بلكه از آن به اختصاص تعبير كرده‌اند ، و فرق بين اين دو آن است كه حصر نفى غير مذكور و اثبات مذكور است ، ولى اختصاص قصد خاص از جهت خصوص آن است ، توضيح اينكه : اختصاص صيغهء افتعال از خصوص مىباشد ، و خصوص مركّب از دو چيز است : يكى عام كه بين دو يا چند شىء مشترك است ، و ديگر معنايى منضم به آن كه آن را از غير خودش جدا مىسازد ، مانند :
هامش
( 1 ) . حج ، 77 ( 2 ) . يوسف ، 40 ( 3 ) . زمر ، 65 ( 4 ) . زمر ، 64 ( 5 ) . أنعام ، 84 ( 6 ) . أنعام ، 40 و 41
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 171 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم