گرامى مىدارد ، و اين لازمهاش نيست كه تو گرامى ندارى ، و خداى تعالى فرموده :
( الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً
- مرد زنا كار نكاح نمىكند مگر زن زناكار يا مشركى را « 1 » مىرساند كه شخص با عفّت ممكن است با زنى كه زناكار نيست ازدواج كند ، أمّا از نكاح زن زانيه ساكت است ، پس خداوند - سبحانه و تعالى - پس از آن فرمود :
( وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ
- و زن زناكار را نكاح نمىكند مگر مردى زناكار يا مشرك « 2 » و بدين ترتيب آنچه در آيهء اوّل از آن ساكت مانده بود بيان نمود . پس اگر بگويد :
« وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ »
با منطوق مىرساند كه آنها به آخرت يقين دارند ، و مفهوم آن به گمان بعضى آن است كه به غير آخرت يقين ندارند ، ولى اين مقصود نيست ، آنچه بهخودىخود مقصود است اينكه يقين آنها به آخرت قوى است بهطورىكه غير آنها نسبت به ايشان انگار كه يقين ندارند ، و اين حصر مجازى است ، و اين غير از آن است كه بگوييم : « يقين به آخرت دارند نه به غير آن » ، اين را ضبط كن و مبادا كه تقدير آن را « لا يوقنون الّا بالاخره » قرار دهى .
چون اين را دانستى پس مقدم داشتن « هم » مىرساند كه غير آنها چنين نمىباشند ؛ بنابراين اگر چنين تقدير كنيم : « لا يوقنون الّا بالآخرة » مقصود مهم نفى مىشود ، پس مفهوم بر آن مسلّط مىگردد ، و معنى مىرساند كه غير متقين به غير آخرت يقين دارند - چنان كه معترض پنداشته - و فهمانيدن اينكه يقين به آخرت ندارند ساقط مىشود ، و حال آنكه بدون شك اين مراد نيست ، بلكه منظور بيان اين است كه بفهماند غير متقين به آخرت يقين ندارند ؛ به همين جهت اين را حفظ كرديم كه غرض مهم اثبات يقين به آخرت مىباشد ، تا مفهوم بر آن مسلّط گردد ، و مفهوم بر حصر مسلط نمىشود ، چونكه حصر با يك جمله مانند « ما » و « الّا » و « انّما » بر آن دلالت ننموده ، بلكه با مفهومى كه از منطوق بدست آمده بر آن دلالت دارد ، و هيچكدام به ديگرى مقيّد نشده تا بگوييم : مفهوم يقين محصور را نفى كرده ، بلكه بطور مطلق يقين را از غير آنان نفى نموده ، و تمام اين بحث منوط به قبول « حصر » است و ما آن را نمىپذيريم و آن را از باب « اختصاص » مىدانيم و اين دو با هم فرق دارد . پايان سخن سبكى .
هامش
( 1 ) . نور ، 3
( 2 ) . نور ، 3