تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
ضرب زيد ، كه از مطلق ضرب أخص است ، وقتى مىگويى : « ضربت زيدا - زيد را زدم » زدن عامّى كه بر شخص خاصى واقع شده را خبر مىدهى ، پس آن زدنى كه از آن خبر داده شده خاص شده به خاطر آنچه از تو و از زيد به آن منضم گرديده است . و اين سه معنى : مطلق ضرب ، و وقوع آن از تو ، و بر روى زيد - گاهى به طور مساوى هر سه منظور متكلم بوده ، و گاهى قصد او به بعضى از آنها رجحان دارد ، و اين أمر از آنچه سخن با آن آغاز گرديده فهميده مىشود ، چون ابتدا كردن به چيزى بر اهتمام به آن دلالت دارد و اينكه مقصود متكلم نسبت به آن بيشتر است ، اگر بگويى : زيدا ضربت - زيد را زدم ؛ دانسته مىشود كه خصوص زدن بر زيد مقصود است . و بدون شك هر مركّب از عام و خاص دو جهت دارد ، گاهى از جهت عموم ، و گاه از جهت خصوص آن قصد مىگردد ، و نحوهء دوم همان اختصاص است ، و همين نزد متكلم مهم‌تر مىباشد ، و مقصودش همين بوده كه آن را به شنونده برساند بدون اينكه غير آن را اثبات يا نفى كند . ولى در حصر معنى زايدى بر اين هست و آن نفى آنچه ياد نشده است مىباشد . و بدين جهت در
( إِيَّاكَ نَعْبُدُ )
« 1 » آمده تا دانسته شود كه گويندگان اين سخن جز خداوند تعالى كسى را عبادت نمىكنند ، لذا در ساير آيات شمول نيافته است ، مثلا فرمودهء خداوند :
( أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ )
« 2 » اگر به معنى : « ما يبغون إلّا غير دين اللّه - طلب نمىكنند مگر جز دين خدا را » قرار داده شود در حالى كه همزهء انكار نيز بر آن داخل گردد ، لازم مىآيد كه حصر هم انكار شده باشد نه فقط طلب كردن غير دين خدا ، و اين مقصود نيست ، و همچنين :
( آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ
- خدايانى جز اللّه مىخواهيد « 3 » آنچه انكار شده خدايانى جز اللّه خواستن آنان است بدون حصر و زمخشرى دربارهء :
( وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ )
« 4 » گفته : مقدم داشتن « الآخرة » و مبتنى نمودن « يوقنون » بر « هم » تعريض و طعنه بر اهل كتاب است كه أمر آخرت را بر خلاف حقيقت آن اثبات مىنمايند ، و اينكه سخن آنها از روى يقين برنمىخيزد ، بلكه يقين آن است كه كسانى به آنچه بر تو و آنچه بر پيش از تو نازل شده ايمان دارند . و اين سخنى كه زمخشرى گفته در نهايت زيبايى است ، ولى بعضى بر او اعتراض كرده و گفته : مقدم شدن « الآخرة » مىرساند كه يقين آنها تنها در اين
هامش
( 1 ) . فاتحه ، 5 ( 2 ) . آل عمران ، 83 ( 3 ) . صافات ، 86 ( 4 ) . بقرة ، 4