تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
خلاصه مىشود كه يقين به آخرت است نه غير آن . و اين اعتراض به جهت آن است كه گويندهء آن فهميده كه مقدم شدن معمول حصر را مىرساند ، و حال آنكه چنين نيست . سپس معترض گفته : و مقدم شدن « هم » مىرساند كه اكتفا به يقين به آخرت آنان اختصاص دارد ، پس يقين غير آنها به آخرت يقين به غير آن است كه گفته‌اند :
( لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ
- آتش به ما نمىرسد « 1 » . اين گفته‌اش نيز ادامهء همان چيزى است كه از حصر در ذهنش جاى گرفته ، يعنى كه : مسلمانان جز به آخرت يقين ندارند ، ولى اهل كتاب به آن و غير آن يقين دارند ، و اين فهم عجيبى است كه به خاطر فهميدن حصر بناچار به آن پناه برده ، و اين ممنوع است . و بر فرض كه آن را بپذيريم حصر بر سه گونه مىباشد : يكى : با « ما » و « إلّا » چنان كه گويى : « ما قام الازيد » كه در نفى قيام از غير زيد صراحت دارد و مقتضى اثبات قيام براى زيد مىباشد ، بقولى : از منطوق آن استفاده مىشود ، و بقولى : از مفهوم آن كه همين صحيح است ، ولى قويترين مفاهيم مىباشد ؛ زيرا كه « الّا » براى استثنا وضع شده كه اخراج است ، پس دلالت آن با منطوق است نه مفهوم ، ولى اخراج از عدم قيام عين خود قيام نيست بلكه گاهى مستلزم آن است ، از همين روى ترجيح داديم كه با مفهوم باشد ؛ و بر بعضى امر مشتبه شده كه گفته : با منطوق است . دوم : حصر بوسيلهء « انّما » كه نزديك به گونهء اوّل است ، هر چند كه جنبهء اثبات در اينجا بيشتر ظاهر مىباشد ، انگار كه اثبات قيام زيد را مىرساند در آنجا كه مىگويى : انّما قام زيد برخاستن زيد با منطوق و نفى آن از غير او با مفهوم استفاده مىشود . سوم : حصرى كه گاهى تقديم آن را مىرساند ؛ و اين - بر فرض كه پذيرفته شود - مانند دو حصر اوّل و دوّم نيست ، بلكه به جاى دو جمله مىباشد : يكى آنكه حكم در صدر آن قرار گرفته - به نفى يا اثبات - كه منطوق است ، و ديگرى كه از مقدم شدن فهميده مىشود ، و حصر فقط نفى منطوق را مقتضى است ، نه آنچه از مفهوم بر آن دلالت كرده ؛ چون مفهوم مفهومى ندارد ، پس اگر بگويى : انا لا أكرم الّا ايّاك - من گرامى نمىدارم ، مگر تو را ، به طعنه مىرساند اينكه غير تو به جز او را
هامش
( 1 ) . بقرة ، 80