تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و أبو حيّان ادّعاى زمخشرى را در لزوم انحصار وحى در وحدانيت رد كرده ، ولى در جوابش گفته‌اند : حصر به اعتبار مقام مجازى است . چهارم : عطف به « لا » و « بل » كه أهل بيان گفته و اختلافى در آن حكايت نكرده‌اند ، و شيخ بهاء الدين در عروس الافراح نزاع نموده و گفته : در عطف به « لا » چه قصرى وجود دارد ، فقط در آن نفى و اثبات هست ، اينكه مىگويى : زيد شاعر لا كاتب ، صفت ثالثى را نفى نمىكنى ، و حال آنكه قصر نفى تمام صفات غير از اثبات شده است ، حقيقتا يا مجازا ، و به نفى صفتى كه مخاطب معتقد است اختصاص ندارد ، و أمّا عطف به « بل » از اين هم بعيدتر است ، زيرا كه نفى و اثبات در آن استمرار نمىيابد . پنجم : مقدم داشتن معمول ، مانند :
( إِيَّاكَ نَعْبُدُ )
« 1 » ،
( لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ )
« 2 » ، و عده‌اى در اين باره مخالفت كرده‌اند كه بحث مبسوط آن به زودى خواهد آمد . ششم : ضمير فصل ، مانند :
( فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ )
« 3 » يعنى : فقط او ولّى است لا غير ،
( وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ )
« 4 » ،
( إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ )
« 5 » ،
( إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ )
« 6 » . و از كسانى كه آن را براى حصر شمرده‌اند بيانيّون هستند در بحث مسند اليه ، و سهيلى چنين استدلال كرده كه هر كجا نسبت آن معنى به غير خداوند ادّعا شده آمده ، و در مواردى كه ادعا نشده نيامده است ، و آن در فرمودهء خداى تعالى :
( وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى . . . )
« 7 » كه ضمير فصل در :
( وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ )
« 8 » ،
( وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ )
« 9 » ؛
( وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى )
« 10 » نيامده ، زيرا كه اينها براى غير خداوند ادّعا نشده است ، ولى در بقيّهء موارد آمده چونكه براى غير او نيز ادعا شده است . در عروس الافراح گفته : و دلالت آن را بر حصر از فرمودهء خداوند :
( فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ . . . )
« 11 » استنباط كردم ، چونكه اگر براى حصر نمىبود آوردن ضمير فصل خوب نبود ، چون خداوند پيوسته بر آنها رقيب ( - مراقب ) بوده است ، و آنچه پس از بالا رفتن عيسى حاصل شده آن است كه جز خداوند مراقبى براى آنها نماند ، و نيز از فرمودهء خداوند :
( لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ
-
هامش
( 1 ) . فاتحه ، 5 ( 2 ) . آل عمران ، 158 ( 3 ) . شورى ، 9 ( 4 ) . بقرة ، 5 ( 5 ) . آل عمران ، 62 ( 6 ) . كوثر ، 3 ( 7 ) . نجم ، 43 ( 8 ) . نجم ، 45 ( 9 ) . نجم ، 47 ( 10 ) . نجم ، 50 ( 11 ) . مائدة ، 117