و خون و گوشت خوك و آنچه براى غير خدا ذبح شده را حلال مىدانستند ، و بسيارى از مباحها را حرام مىشمردند ، و شيوهء آنها با وضع شرع مخالف بود ، و پيش از اين آيه نازل شده بود كه شبههء آنها در بحيره و سائبه و وصيله و حامى باطل است ، و منظور اشاره نمودن به دروغ آنان بود ، پس مثل آن است كه گفته باشد : حرامى نيست جز آنچه شما حلال كردهايد ، و غرض ردّ و ضدّيت با آنها بوده نه حصر حقيقى . و اين مطلب با بيان گستردهترى گذشت .
و از جهت ديگرى حصر به سه قسم تقسيم مىشود : قصر افراد ، و قصر قلب ، و قصر تعيين .
قصر افراد خطاب به كسى كه معتقد به شركت است واقع مىشود ، مانند :
( إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ )
« 1 » به كسى كه بتها را با خداوند در ألوهيّت شريك مىدانسته خطاب شده است .
دوم : به كسى خطاب مىشود كه حكم را براى غير كسى كه متكلم برايش اثبات كرده مىداند ، مانند
( رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ )
« 2 » كه خطاب به نمرود شده كه خودش را زندهكننده و ميراننده مىپنداشت ،
( أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ )
« 3 » ، خطاب به منافقانى است كه مؤمنين را سفيه مىشمردند ،
( وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا )
« 4 » خطاب به يهوديانى است كه مىپنداشتند رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فقط براى عرب مبعوث شده است .
سوم : خطاب به كسى كه هر دو أمر نزد او مساوى است ، نه صفتى را براى فرد خاصى اثبات مىكند ، و نه براى يك فرد يكى از دو صفت را به طور خاص قرار مىدهد .
فصلى [ در راههاى حصر ] :
راههاى حصر بسيار است :
يكى : نفى و استثنا ؛ نفى بهوسيله « لا » يا « ما » يا غير اينها باشد . و استثنا به « الّا » و « غير » ، مانند :
( لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ )
« 5 » ،
( وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ )
« 6 » ،
هامش
( 1 ) . نحل ، 51
( 2 ) . بقرة ، 258
( 3 ) . بقرة ، 13
( 4 ) . نساء ، 79
( 5 ) . صافات ، 35
( 6 ) . آل عمران ، 62