( قالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما )
« 1 » ، گفته : خطاب تنها به موسى است ، زيرا كه او دعا كرده بود ، و بقولى : خطاب به هر دو است چونكه هارون بر دعايش آمين گفت ، و آمين گوينده يكى از دعاكنندگان است .
شانزدهم : خطاب به دو تن با لفظ مفرد ، مانند :
( فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى )
« 2 » ، يعنى :
و يا هارون ، و در آن دو وجه است :
يكى : اينكه فرعون خطابش را به تنهايى متوجه موسى گردانيد ، تا پرورش - دادنش را يادآور شود .
دوم : براى اينكه او صاحب رسالت و معجزات بوده ؛ و هارون به تبع آن حضرت قرار داشته است ؛ اين را ابن عطيّه گفته است .
در كشّاف وجه ديگرى ذكر كرده ؛ اينكه : هارون از موسى فصيحتر بود ، لذا فرعون از ترس زبانش روى گردانيد .
و مثل آن :
( فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى )
« 3 » ، ابن عطيه گفته : تنها او را از شقاوتمند شدن بر حذر داشت زيرا كه مخاطب اول و مقصود اصلى در كلام بوده است . و بقولى : زيرا كه خداوند شقاوتمندى در زندگى دنيا را در جهت مردها قرار داده است . و بقولى : به خاطر چشمپوشى از ياد زن چنان كه گفتهاند : پوشاندن زنان از بزرگوارى است .
هفدهم : خطاب دو تن با لفظ جمع ، مانند :
( أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً )
« 4 » .
هيجدهم : خطاب جمع با لفظ اثنين ( دو ) ، مانند :
( أَلْقِيا )
« 5 » ، چنان كه گذشت .
نوزدهم : خطاب جمع بعد از مفرد ، مانند :
( وَ ما تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ )
« 6 » ابن الانبارى گفته : بدين جهت سومين فعل را جمع آورد تا دلالت كند كه امت با پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم داخل مىباشند ، و مثل آن است :
( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ )
« 7 » .
بيستم : عكس آن ، مانند :
( وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ )
« 8 » ،
( وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ )
« 9 » .
بيست و يكم : خطاب دو تن بعد از فرد ، مانند :
هامش
( 1 ) . يونس ، 89
( 2 ) . طه ، 49
( 3 ) . طه ، 117
( 4 ) . يونس ، 87
( 5 ) . ق ، 24
( 6 ) . يونس ، 61
( 7 ) . طلاق ، 1
( 8 ) . بقرة ، 43
( 9 ) . يونس ، 87