تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
فرموده‌اند انا مدينة الحكمة و علىّ بابها و ظاهرست كه در علم ظاهر حضرت مرتضى ع با سائر صحابه همعنان بوده پس معلوم شد كه همان علم باطنست كه به او حواله كرده شد پنجم آنكه اولاد حضرت مرتضى ع در هر زمان مصدر فيض باطن بوده‌اند و هر يكى از والد خود اين راه را اخذ كرده است و الولد سرّ لابيه قوله همه اين سلاسل متوجّه‌اند بمرتضى گوييم اتّصال سلاسل به حضرت مرتضى امريست مشهور بر السنه صوفيه و نزديك تفتيش آن را اصلى ظاهر نمىشود و مشهورات دو قسم‌اند مشهور عند جماهير اهل نقل و مشهور نزديك طائفهء دون الطائفه و اين از قسم اخيرست نزديك طائفه صوفيه مشهور شد فقط و اصل اين نقل ضعيفست يا باطل كه آن را تلقى كردند متاخّرين بقبول و هر مشهورى كه چنين باشد آن را اعتدادى نيست مثل نماز ليلة الرّغائب و ليلة النّصف من شعبان و نماز ايام اسبوع الى غير ذلك بلكه متاخّرين هر طائفه را از فرق ناس مشهورات مسلّمه است در ميان ايشان و باصلى صحيح رجوع نمىكنند كما لا يخفى دليل بر اين معنى آنست كه قائلان به اين سلاسل متّفق‌اند برينكه مبناى آن اتّصال حسن بصريست بمرتضى و اگر اتصال حسن بصرى بمرتضى متحقق مىبود او را صحبت معتمد بها با مرتضى متحقق مىبود و خود چنين صحبت منتفىست الى آخر ما ساق من المجاز فات الواضحة و المكابرات اللائحة و گمان مبر كه شاه ولىّ اللَّه والد مخاطب افيق به اين تحقيق رشيق و تدقيق انيق و تحجير و تضييق و مو شكافى و تحديق كه رشك‌افزاى لطائف صنوف نعيق و نقيق و نهيق و شهيق متفردست باشد و تنها ملازمان او به اين كلمات عصبيّت آيات قلوب اهل ايمان مىخراشد و نمك بر جراحات اهل اسلام بنفى افضليّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام در علم طريقت مع نفى افضليّت آن حضرت در علم شريعت مىپاشد بلكه شيخ الاسلام و ملاذ محققين فخام ايشان اعنى ابن تيميه حرانى درين باب سابق الاقدام و مبدى غرائب