و عالمى از ايشان مستفيد گشته تقليد ايشان پيش گرفتهاند مانند فقهاى اربعه و ثقات محدّثين كه حفظ حديث خير البشر نمودهاند و صحيح را از سقيم ممتاز ساختهاند مثل بخارى و مسلم و امثالهما و كبار مفسّرين كه تفسير قرآن عظيم و شرح غريب و بيان و توجيه و ذكر اسباب نزول نمودهاند و درين باب گوى مسابقت از اقران ربوده مانند واحدى و بغوى و بيضاوى و غيرهم و عظماى قرّا كه نظم قرآن را ياد گرفتهاند و در مشق اداى آن عمرى بسر برده و بمردمان تعليم آن فرمودهاند مانند نافع و عاصم و غيرهما و مشايخ صوفيه كه بتأييد صحبت باديه پيمايان ضلالت را به راه نجات آورده مصدر كرامات عجيبه گشتهاند و مكاشفات صادقه بر دل اين عزيزان ظاهر گرديد مثل سيّد عبد القادر جيلانى و خواجه نقشبند و غيرهما و اذكياى حكما كه حكمت عملى را بتعبيرات رائقه آميخته در گوش سامعان انداختهاند مانند مولانا جلال الدّين رومى و مصلح الدّين شيرازى و غيره اين همه آنچه در مدح مىشود امريست عرفى كه خوشطبعان شعرا بان ناطق مىشوند نه جمله شريعت سنيه فاروق اعظم را بمنزله خانه تصور كن كه درهاى مختلف دارد و در هر درى صاحب كمالى نشسته در يك در مثلا اسكندر ذو القرنين با آن همه سليقه ملك گيرى و جهان ستانى و جمع جيوش و بر هم زدن جنود اعدا در ديگر در نوشيروانى با آن همه رفق و لين و رعيّت پرورى و دادگسترى اگر چه ذكر نوشيروان در مبحث فضائل حضرت فاروق اعظم سوء ادبست و در ديگر در ابو حنيفه يا امام مالك با آن همه قيام بعلم فتاوى و احكام و در ديگر مرشدى سيّد عبد القادر با خواجه بهاء الدّين قدس سرّهم و در ديگر محدثى بر وزن ابو هريره و ابن عمر و در ديگر قارى همسنگ نافع با عاصم و در ديگر حكمى مانند مولانا جلال الدّين رومى يا شيخ فريد الدّين عطّار و مردمان گرداگرد اين خانه ايستادهاند و هر محتاجى حاجت خود را
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٠٠