و دهريه اخذ نمودهاند و كلام بعض صوفيّه را برين معنى فرود آوردند و جمعى هستند كه از ظاهر كلام شيخ محى الدّين ابن عربى و اتباع او تفضيل گونه فهم كردهاند و يكى را بده گرفته چيزها بدماغ خود پختهاند و جمعى هستند كه ببعض واقعات خود و اسلاف خود تمسّك نموده فضل كلّى اثبات نمودهاند و بحقيقت گواهى كسى در باب تفضيل مسموع نيست تا منزلت هر دو نفهميده باشد حفظت شيئا و غابت عنك اشياء و ما مىخواهيم كه بكلام موجز مضمون تقريرهاى ايشان را ذكر كنيم و بطريق بر انداختن آنها مطلع سازيم اگر گويى كه علم دو نوعست علم باللّه و علم به احكام اللَّه و مطلوب در راه حق دو نوعست وصول بذات حق و احكام اسباب معده وصول به حق و جلب ناس تدريجا بمرتبه وصول به حق و مانند آن و نوع اول افضلست از نوع ثانى و واسطه در ميان آن حضرت و امّت او در نوع اوّل حضرت مرتضاست به چند وجه يكى عالمان علم باللّه و واصلان بذات حق سلاسل دارند كه بعض از بعض آن را اخذ كردهاند و همه اين سلاسل متوجهاند به حضرت مرتضى چنان كه شجرت ايشان بر ان دلالت مىكند بشيخين زيرا كه هيچ سلسله از سلاسل صوفيّه بشيخين عائد نمىشود دوم آنكه از حضرت مرتضى كلمات عجيبه از باب سلوك و معارف كه دلالت مىكند بر انتهاى او درين باب روايت كرده شده است و صوفيّه آن كلمات و بمنزلهء امثال سائر در مصنّفات خود ذكر كردهاند و كرامات فارقه كه صدور مثل آن به غير تمكّن تام در طريقه صوفيّه ميسّر نشود نقل نمودهاند سوّم آنكه حضرت مرتضى ع الزق بود بآنحضرت نسبا و مطاهرة و صحبة و ازكى بود در فهم و ارغب بود در سلوك راه خداى تعالى او توجه آن حضرت بجانب او بيشتر از همه بوده و چون قابليّت تلميذ و كوشش او با توجه شيخ و صحبت دائمه او با كمال منزلت شيخ و تمام تاثير توجه او جمع شود مىبايد كه ارشاد و رشد بكمال خود برسد چهارم آنكه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلم
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٠٢