اين ست معنى اين قصّه كه بعد جمع طرق حديث مفهوم گشت فلا تغترّ باقاويل النّاس فى ذلك و اين اول احياء طريقه صوفيّه است كه از دست خليفهء اوّل رضى اللَّه عنه و ارضاه بظهور پيوست بعد از ان حضرت مرتضى رضى اللَّه عنه صلاة استغفار از صديق اكبر اخذ نمود و به آن اعتناء تام نمود قال كنت إذا سمعت من رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم حديثا نفعنى اللَّه بما شاء منه و إذا حدثني عنه غيرى استحلفت فاذا حلف لى صدّقته و انّ ابا بكر حدّثني و صدق ابو بكر
انّه سمع النّبى صلّى اللَّه عليه و سلّم قال ما من عبد يذنب ذنبا فيتوضّأ فحسن الوضوء ثم يصلّى ركعتين ليستغفر اللَّه عزّ و جل الّا غفر له اخرجه احمد و ابو يعلى بطرق متعددة انتهى
و در ماثر عمر مىگويد آنچه عقول عامه ادراك آن كنند و مضطر شوند در اثبات آن براى فاروق اعظم آنست كه اوصاف خير كه مناط مدح بحسب شريعت تواند بود همه در فاروق اعظم خداى تعالى نهاده است ليس على اللَّه بمستنكر ان يجمع العالم فى الواحد اندكى خاطر را باستقراى شخصى كه مقتداى مسلميناند و سلسلهء اهتداء ايشان به آن اشخاص مىرسد و طوائف مسلمين بذكر خير ايشان رطب اللّساناند و در دفاتر تواريخ احوال ايشان ثبت مىنمايند مشغول بايد ساخت تا ظاهر شود كه ايشان از چند جنس بيرون نيستند پادشاهان عادل كه در اعلا كلمة اللَّه بجهاد اعداء اللَّه و اخذ جزيه و خراج يد طولى پيدا كردهاند و فتح بلدان و ترويج ايمان بر دست ايشان واقع شده تا مسلمانان از سايهء ايشان در كهف امان آسودهاند و اقامت حدود و احياء علوم دين از ايشان ظاهر شده و محقّقين فقها كه حلّ معضلات فتوى و احكام نمودهاند
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٩٩