فِي الْجارِيَةِ
بعد ذكر انّ السّفينة ظرف للرّاكبين براى اين امّت مرحومه آن ظروف لطيفه اهلبيت مصطفوىاند صلّى اللَّه عليه و سلّم كه محبّت ايشان و متابعت ايشان موجب آن مىگردد كه در دلهاى آنها اين كس را جاى پيدا شود و چون آن دلها از نور لطيف حضرت بارى جلّ اسمه معموره مملوست بسبب مشاركيت ظرفيت و مجاورت مكان بآنجناب مناسبتى پيدا آيد كه در دفع ثقل طبعى گناهان حكم ترياق دارد و لنعم ما قيل مور بيچاره هوس كرد كه در كعبه رسد دست در پاى كبوتر زد و ناگاه رسيد لهذا در حديث شريف واردست كه
مثل اهل بيتى فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجى و من تخلّف عنها غرق
يعنى مثال اهلبيت من در شما مثال كشتى حضرت نوحست هر كه سوار شده در ان كشتى از طوفان نجات يافت و هر كه پس ماند از ان كشتى غرق طوفان گشت و وجه تخصيص حضرات اهل بيت عليهم السّلام به اين مراتب و فضيلت آنست كه كشتى حضرت نوح عليه السّلام كمال عملى آن جناب بوده و حضرات اهلبيت ص را نيز حق تعالى صورت كمال عملى جناب خاتم المرسلين گردانيده بود كه عبارت از طريقتست زيرا كه كمال عملى آن جناب بدون مناسبت شخصى با آن جناب در قواى روحيّه در عصمت و حفظ و فتوت و سماحت متصوّر نيست كه در هر كسى جلوهگر شود و اين مناسبت بدون ولادت و علاقه اصليّت و فرعيت ممكن الحصول نيست پس اين كمال را با جميع شعب آن كه معدن ولايات مختلفه است درين مجرى جارى كردند و از همين ناودان ريختند و همينست معنى امامت كه يكى مر ديگرى را از ايشان به آن وصى ساخت و همينست سرّ آنكه اين بزرگواران مرجع جميع سلاسل اولياى امّت شدند و هر كه تمسك بحبل اللَّه مىنمايد