كه محققين صوفيه چنين و چنان گفتهاند بلا ذكر نام و نشان قائلين و بلا ذكر اسماء كتب قابل اصغا و التفات گردد
إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ
بالجمله اولا فارغخطى صريح از انكار اين حديث شريف و اقرار بصدق خود نوشته عنايت سازند بعد آن هوس ذكر مقالات صوفيه در سر كنند و به غير آن ذكر كلمات صوفيه در اين مقام بانگ بىهنگام و محض اضلال عوام و خود را ضحكه ساختن در ميان انامست و هر گاه جامع بودن جناب امير المؤمنين عليه السّلام جميع كمالات نبوت را از علم و حلم و تقوى و زهد و عبادت و شجاعت و صبر و ورع و غير آن بروايات متفق عليها و مرويه بطرق عديده از جناب خاتم النّبيين عليه الصّلوة و السّلام ثابت شده باشد دگر گوش نهادن باقوال صوفيه بىنام و نشان كار اهل ايمان نيست و تصديق اقوال ايشان بر خلاف احاديث نمىكند مگر متخبط مبهوت و مبغض ممقوت و علاوه برين احتجاج باقوال سنّيه خواه متصوّفين متعسفين باشند و خواه محدثين متحيّفين خواه متكلمين متصلفين خواه مفسرين منحرفين خواه فقهاى متجنفين بمقابلهء اهل حقّ اصلا وجهى از جواز ندارد به چند وجه اوّل آنكه اگر اقوال سنّيه بر شيعه حجت گردد اقوال شيعه چرا بر اهل سنت حجت نخواهد شد دوم آنكه استدلال به اين قول عين خلاف وعد و نكث عهد و نقض عقدست كه در همين باب امامت ادعاى التزام نقل از كتب اهل حقّ آغاز نهاده حيث قال بعد ذكر الايات الّتى استدل بها بزعمه على خلافة أبى بكر و امّا اقوال عترت پس آنچه از طريق اهل سنّت مرويست خارج از حد حصر و احصاست در همان كتاب يعنى ازالة الخفا بايد ديد و چون درين رساله التزام افتاده كه غير از روايات شيعه متمسّك در هيچ امر نباشد آنچه از اقوال عترت درين باب در كتب معتبره و مرويات صحيحهء ايشان موجودست بقلم مىآيد انتهى كمال عجبست كه درين كلام به اين تصريح صريح