تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
ايشان بناء على مذهبهم فى التفضيل بايد بعد شيخين يا عثمان احبّ بود يا امير المؤمنين عليه السّلام پس چاره ازين نيست كه يا اهل تسنن عائشه را درين باب كاذب دانند يا خاطى و در هر صورت اين دو قول او قابل اعتبار باقى نمىماند چهارم آنكه اقرار العقلاء على انفسهم مقبول و على غيرهم مردود پس قول اول عائشه بمقابله قول ثالث او كه بخطاب جميع بن عمير گفته مقبول نيست و همچنين قول دوم او پنجم آنكه قطع نظر ازين چون اين دو قول عائشه مشتمل بر فضيلت پدرش هست پس لابد او نزد عقلا درين باب متهمست بخلاف قول او در باب احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه براى كاذب بودن او در آن وجهى به نظر نمىآيد ششم آنكه بلا شبهه عائشه ابو بكر را دوست مىداشت بخلاف جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه عداوتش با آن جناب بمرتبه قصوى رسيده بود پس چگونه عاقلى قول او را در باب فضل دوست خود بمقابل قول او در فضل دشمن خود قبول خواهد كرد هفتم آنكه قول اول عائشه كه در باب احبيّت پدر خودست قول واحدست و در باب احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام اقوال كثيره ازو ثابتست پس اين قول واحد او بمقابله اقوال كثيره او چگونه مقبول خواهد شد هشتم آنكه اقوال عائشه در باب جناب امير المؤمنين عليه السّلام بمقابله قول او در باب احبيّت أبى بكر زياده‌تر صريح الدّلالةست زيرا كه از جمله آن اقوالست قول او ما خلق اللَّه خلقا احبّ الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم من على بن أبى طالب و از آن جمله است قول او و اللَّه ما اعلم رجلا كان احبّ الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم من على و لا فى الارض امرأة كانت احب الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم من امرأته و مثل آن پس كدام عاقليست كه بمقابله اين اقوال صريحة الدلاله قول عائشه را در باب پدر خود قبول خواهد كرد نهم آنكه بعضى از اقوال عائشه در باب احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مؤيد بقسمست بخلاف قول او در باب پدر خود پس بدين وجه نيز قول او در باب احبيّت پدر خود مقابل اقوال او در باب احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام نخواهد شد دهم آنكه عائشه اقوال خود را در باب احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مؤيد بدلائل و براهين هم نموده چنانچه در همين قول خود كه شاه ولى اللَّه نقل كرده عائشه صواميت و قواميت جناب امير المؤمنين عليه السّلام را بمعرض تاييد احبيّت آن جناب بيان كرده و شاه ولى اللَّه با وصفى كه اين قول عائشه را از ترمذى نقل كرده لكن ذكر صواميت و قواميت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بمزيد عناد حذف نموده اصل عبارت ترمذى كما سمعت سابقا اين ست حدثنا حسين بن بريد الكوفى نا عبد السّلام بن حرب عن أبى الحجّاف عن جميع بن عمير التيمى قال دخلت مع عمتى على عائشة فسئلت أي الناس كان احبّ الى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم قالت فاطمة فقيل من الرّجال قالت زوجها ان كان ما علمت صواما قواما هذا حديث حسن غريب و نيز عائشه سابقا كما مر عن المستطرف هر گاه بخطاب جميع بن عمير باحبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام اعتراف نمود گفت فو اللَّه لقد كان صواما قواما و لقد سالت نفس رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم فى يده فردها الى فيه بخلاف قول عائشه در باب احبيّت ابو بكر و عمر كه به هيچ وجه آن را مؤيد نكرده پس چگونه مىتواند شد كه قول عارى از دليل بمقابله اقوالى كه مؤيد بدلائل و براهينست مترجح شود يازدهم آنكه گرفتن احبيّت در قول عائشه بمعنى احبّ بحيثيت تشبه در فضائل فرع آنست كه محبوبيت شيخين بسوى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به اين معنى از قبل ثابت باشد و چون نزد اهل حقّ محبوبيت‌شان به اين معنى بلكه به هيچ معنى ثابت نيست بلكه مبغوضيتشان بجميع المعانى متحققست پس هرگز اين تاويل را خطى از صحت نخواهد بود دوازدهم آنكه اگر احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بسوى جناب رسالت‌مآب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 186 | السيد مير حامد حسين الهندي