تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
نزديك خداى تعالى و رسول او محبوب و مرضى گردد و هر صفت را مقاميست از رضا و حبّ پس جائزست كه يكى احبّ باشد بصفتى مثل صفت پهلوانى و مبارزت اعداء و ديگر احبّ باشد بصفت ديگر مثل حل و عقد خلافت يا اين ست كه احبّ بمعنى من الاحبّ باشد پس صنفى از محبوبان برجحان بر سائر محبوبين موصوف باشند و احبّ لفظيست كه بازاء هر فردى ازين صنف اطلاق مىتوان كرد انتهى و بر ناظرين منصفين محتجب نيست كه اين كلام نامربوط باقصاى مراتب فساد و بطلان رسيده است و بر ممعن تبيينات سابقه و ايضاحات فائقه ما ركاكت و هوان آن مثل شمس طالعه سطوع و سفور دارد لكن اگر درين مقام رد ما لمزيد التوضيح حرفى چند متعلق بنقض و رضّ ان برنگاريم غير مناسب نخواهد بود پس مستتر نماند كه آنچه ولى اللَّه درين عبارت سراسر خسارت تفوه نموده كه در باب شيخين نيز مثل اين فضائل وارد شده يتجلّى اللَّه تعالى لابى بكر خاصة و للناس عامّة و ما طلعت الشمس على رجل خير من عمر پس مايهء صد حيرت و استعجابست يا للّه مگر چه شده است اين بزرگ را كه با وصف آن همه ادعاهاى لا طائل و خودستائيهاى باطل و اظهار عبور تام و عثور عام و دعوى وقوف بر علوم محدثين عظام و اطلاع بر فنون مناظره و كلام درين مقام هر دو سلسله را از دست رها نموده بى محابا از سر غفلت يا تغافل و از ره جهل يا تجاهل زبان به اين دو خبر موضوع مصنوع آلوده و ندانسته كه تمسّك به آن هرگز بر اصول موضوعه خود هم درست نيست فضلا عن اهل الحق زيرا كه خبر تجلّى از اشهر موضوعات فضائل ابو بكرست و از مفترياتيست كه بطلان آن ببداهت عقل معلومست علامه مجد الدين فيروزآبادى در سفر السعادة گفته در باب فضائل أبى بكر صديق رضى اللَّه عنه آنچه مشهورتر از موضوعات حديث ان اللَّه يتجلّى يوم القيامة للناس عامّة و لابى بكر خاصة و حديث ما صبّ اللَّه فى صدرى شيئا الا و صببته فى صدر أبى بكر و حديث كان رسول اللَّه إذا اشتاق الى الجنّة قبل شيبته و حديث انا و ابو بكر كفرسى هان و حديث ان اللَّه تعالى لما اختار الارواح اختار روح أبى بكر و امثال اين از مفترياتيست كه بطلان آن ببداهت عقل معلومست انتهى پس بعد ملاحظه اين عبارت سراسر بشارت مىبايد كه اولياى شاه ولى اللَّه از جيب تا بدامن چاك زنند و جامه صبر و قرار پاره كنند و نعره وا ويلاه و وا ثبوراه تا بفلك هفتمين سر دهند و بر عقل مبارك شاه صاحب زار زار گريه آغاز نهند چه ازين عبارت بكمال ظهور ظاهر گرديد كه اين حديث از اشهر موضوعات فضائل ابو بكرست و از جمله مفترياتيست كه بطلان آن ببداهت عقل معلومست فوا عجباه كه شاه ولى اللَّه را با آن همه تبحر و تمهر در علوم دينيه و فنون يقينيه لا سيما غزارت مهارت در علم حديث برين معنى اطلاع نشد كه خبر تجلى از اشهر موضوعات فضائل أبى بكر مىباشد بلكه عقل حضرتش درين مقام چنان بغشاوه عصبيت و عناد مغمور و مستور بود كه با وصف ظهور بطلان اين خبر ببداهت عقل ببطلانش پى نبردند و بى تحرّج و تكلف مسلك ذهول و اغفال و غفول و اهمال سپردند و گمان مبر كه وضع اين خبر شنيع محض از افاده فيروزآبادى متحققست بلكه ابن الجوزى كه امام ائمة التحقيقست نيز در كتاب الموضوعات اين حديث را از موضوعات شمرده باظهار بطلان و فساد آن ببسط تمام گوى سبق درين مضمار از اعيان كبار برده بلكه علامه حافظ ابن عدى نيز كه جلالت مرتبت و عظمت شأن او در باب نقد احاديث و آثار و جرح و تعديل روات اخبار مسلمست و نبذى از مفاخر مبهره و محامد مزهره او در مجلد حديث ولايت شنيدى اين خبر را بتصريح صريح باطل گفت و علّامه ذهبى نيز اين حديث را در مقامات عديده از ميزان وارد نموده كمال وهن و هوان آن بنهايت وضوح ظاهر فرموده و قد فضل ذلك كلّه و الحمد للّه فى كتابنا شوارق النصوص و خبر ما طلعت الشمس نيز موضوع و مفتعلست و كذب و بطلان آن ابين من الامس و اگر چه به حمد اللَّه