تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
روايات صحيحه لائح گرديد كه ظهور خرق عادات از سرور كائنات عليه و آله افضل الصّلوات و التّحيات بى تحدّى مع الكفار نيز ظاهر مىگرديد انتهى كلامه الشريف قدس اللَّه سرّه اللطيف حقير مىگويم كه ازينجا و امثال آن واضح مىشود كه شاه صاحب در ردّ دلائل اهل حق محض تكثير سواد اجوبه باطله و خلق تقريرات زائغه پيش نظر داشته از تفوّه بهر رطب و يابس كه خواسته استحياى نكرده‌اند تا آنكه چندان گسسته مهار رفته‌اند كه بر سر دفع واضحات و ثابتات رسيده انكار اين قسم خرق عادات و ظهور معجزات كه از آن سرور واقع شده آغاز نهادند و اصلا از اتجاه لوم و ملام نه ترسيدند كه آخرها نوبت بكجا مىرسد و بوقت مؤاخذه اهل حق چهار بر سر مىافتد گو به اين خرافات معتقدين و اوليا در اول وهله خوشدل شدند ليكن آخر نديدند كه انجام آن بكجا كشيد و چه بلاى عظيم بر سر رسيد و جناب والد ماجد قدس اللَّه نفسه در جواب ادّعاى عدم وقوع سؤال خرق عادت بى تحدّى جوابى بس لطيف بطريق الزام كه موجب نهايت ندامت اولياى شاه صاحبست افاده فرموده حيث قال اول ما مىپرسيم كه دليل اين مقدمه چيست و بر تقدير تسليم على سبيل التنزل مىگوئيم كه چنان كه نبودن ابو بكر در مدينه منوّره در وقت دعا محتملست همچنين وقوع تحدّى با كفار نيز محتملست انتهى قوله و الّا جنگ و قتال و تهيّه اسباب ظاهر نمىكردند و بخرق عادت كار خود از پيش مىبردند اقول جناب شاه صاحب را به اين تهوّر و تشدّق و تنطع و تحذلق و تمعلم و تعمّق و اظهار مزيد منطقيت و ابداء نهايت معقوليّت تا حال اين هم مفهوم نشده كه ايجاب جزى منافى سلب جزئى نيست پس اگر در بعض اوقات انبيا عليهم السّلام استعمال اسباب ظاهر فرمودند از ان مداومت آن كى لازمست و اگر در بعض اوقات خرق عادت طلب نفرمودند از ان عدم جواز طلب خرق عادت كليّه لازم نمىآيد و جنگ و جدال و تهيهء اسباب مكافحه و نزال با ارباب كفر و ضلال بوجه من الوجوه دلالت بر عدم جواز طلب خرق عادت به غير تحدّى با ارباب ضلالت ندارد چه انبيا عليهم السّلام تابع مصالح ايزد منعام بودند بهر چه مامور شدند امتثال آن فرمودند اگر چه اين حضرات را رتبه جليله استجابت دعوات و جواز طلب خرق عادات و اظهار معجزات باهرات فى جميع الاوقات سواء تحدّى اهل الكفر و الضلالات او لم يتحدّ احدا من جماعة الجاحدين المنكرين للنّبوّات حاصل بوده مگر حق تعالى بسبب مصالح جمّه و حكم مهمّه ابتلا و اختبار و امتحان و تمييز اخيار از اشرار بنابر خرق عادت در جميع حالات و عامه اوقات نگذاشته در اكثر اوقات اين حضرات را مامور بتعاطى اسباب ظاهريه و اعداد وسائل عاديه و استعمال ذرائع مرسومه و تهيهء اسباب معلومه فرموده قوله و يحتمل ان يكون المراد به من هو من احبّ الناس إليك اقول بر ارباب امعان و انعام مخفى و محتجب نيست كه نحيف بعون اللَّه المنعام قبل ازين مقام در مقام قلع و قمع تاويل اول مخاطب قمقام بسيارى از سواطع حجج بالغه و لوامع براهين دامغه بر احبيّت مطلقه جناب امير المؤمنين عليه السّلام هم از ارشادات جناب سرور انام صلى اللَّه عليه و آله الكرام و هم از تصريحات صحابه عاليمقام و هم از افادات صريحه علماى عظام اقامت نموده‌ام و پر ظاهرست كه بعد ثبوت احبيّت مطلقه آن جناب هر تاويلى كه درين باب باشد خود به خود باطل و مضمحلست و حاجتى بسوى اظهار بطلان و هوان آن نيست خاصه اين تاويل كه بسيارى از ادلّه ؟ ؟ ؟ بطلان آن را بالخصوص بكمال وضوح و ظهور رسانيده پس بنا بر اين مناسب آن بود كه درين مقام ناظر بصير را حوالت بر همان