كه افضل متبين است براى خلافت چنانچه بدلائل قاطعه سابقا دريافتى و خود محب الدين طبرى هم به آن اعتراف دارد حيث قال فى الفصل الثالث فى خلافة أبى بكر من الباب الاول فى مناقبه من القسم الثانى فى الرياض النضرة و احاديث افضليته أي افضلية أبى بكر كلها دليل على تعيّنه على قولنا لا ينعقد ولاية المفضول عند وجود الافضل و اما اينكه گاهى شخوص حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم انفع از استخلاف آن حضرت باشد و حكم استخلاف از آن حضرت متخلف شود پس ظاهرست كه اولا اين معنى در وقت ذهاب الى الرّب بوفات متحقق نشده كه در اين وقت جناب امير المؤمنين عليه السّلام همراه آن حضرت نرفته پس حكم استخلاف به حال خود باشد و ثانيا تخلّف حكم استخلاف بسبب انفع بودن شخوص قادح در دلالت اين ارشاد بر افضليت آن حضرت نيست زيرا كه بنا بر اين معناى آن اين ست كه اگر مانع از شخوص جناب امير المؤمنين عليه السّلام با جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم متحقق نباشد خلافت آن جناب منحصر در آن حضرت است كه اين مرتبه براى ديگران حاصل نشده پس آن حضرت بلا ريب افضل از ايشان باشد و عدم حصول اين خلافت بسبب مانعى كه انهم كاشف از فضيلت تام آن حضرت است يعنى انفع بودن شخوص آن حضرت با آن جناب پس قدح در دلالت بر فضيلت آن حضرت نمىكند كما لا يخفى اما قول محب طبرى او يكون الحال تقتضى ان المصلحة فى استخلاف غيرك پس اگر غرض از آن اين ست كه مصلحت در استخلاف غير جناب امير المؤمنين عليه السّلام متفرع بر انفعيت شخوص آن جناب است پس حالش شنيدى و اگر غرض قلب موضوع و عكس مشروعست يعنى مصلحت اصلا و بالذّات متعلق باستخلاف غير آن حضرت شود و به اين سبب استخلاف از آن حضرت مصروف گردد آن حضرت همراه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رود نه آنكه مصلحت اصلا و بالذات متعلق بشخوص آن حضرت متعلق گردد پس اين دفع بداهت و معانده صراحت و ارشاد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چنين حديثى كه دلالت بر اختصاص استخلاف با آن حضرت دارد مبطل اين احتمال صريح الاختلال است و معهذا بنا بر اين مىگوييم كه بوقت ذهاب الى الرب بوفات مصلحت باستخلاف ديگرى غير حضرت امير المؤمنين عليه السّلام متعلق شده يا نشده على الثانى استخلاف منحصر در آن جناب باشد و على الاول لازم آيد كه استخلاف ديگرى واقع شود و چون استخلاف أبى بكر نزد سنيه هم واقع نشده چنانچه مخاطب و ديگر اكابرشان
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 907
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٩٠٧