جناب امير المؤمنين عليه السّلام در مدينه گفته و حاصلش اين ست كه مراد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آنست كه سزاوار نيست مرا كه بروم مگر آنكه تو خليفه من باشى درين قضيه بر تقدير عموم استخلاف آن حضرت در مدينه اگر صحيح شود اين معنى و حصر خلافت در ذات جناب امير عليه السّلام بسبب معناى باشد كه مقتضى شده آن را درين مره و دانسته باشد آن معنى را جناب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و جاهل شد اين معنى را غير آن حضرت انتهى پس اين توجيه خود مبطل خرافات ائمّه سنيه است كه اين خلافت را از اوصاف عامّه مىدانند بلكه اضعف و اوهن از ديگر استخلافات مىگردانند چه هر گاه بسببى از اسباب و إن كان مجهولا عند النّصاب استحقاق خلافت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم منحصر در ذات اقدس جناب امير المؤمنين عليه السّلام گرديد اختصاص آن حضرت بشرف تام و توهم اشتراك ديگران درين فضيلت باطل و مضمحل گرديد و هر گاه خلافت ايام يسيره منحصر در ذات جناب امير المؤمنين عليه السّلام باشد و ديگرى استحقاق آن نداشته پس خلافت بعد الوفاة بالاولى منحصر در ذات آن حضرت خواهد بود و هذا بديهى ظاهر لا ينكره الا معاند مكابر امّا تقدير ديگر كه محب طبرى ذكر نموده پس حاصلش اين ست كه معناى حديث آنست كه آنچه مقتضى است حال تو و امر تو اين ست كه نروم در جهتى مگر آنكه تو خليفه من باشى زيرا كه تو از من بمنزله هارون از موسى هستى بسبب ؟ ؟ ؟ قرب تو و اخذ تو از من لكن گاهى رفتن تو با من در وقتى انفع مىباشد از استخلاف تو با آنكه حال مقتضى مىشود كه مصلحت در استخلاف غير تو باشد پس متخلف مىشود حكم استخلاف از مقتضاى آن بسبب عارضى اقوى از آن كه مقتضى خلاف آنست انتهى و اين تقرير زيادهتر از اول مفيد اهل حقّ است چه هر گاه على العموم كما يدل عليه النكرة الواقعة فى سياق النفى فى كلام المحب الطبرى مقتضاى حال و امر جناب امير المؤمنين عليه السّلام آن باشد كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمنزله هارون از موسى عليهما السّلام است بسبب قرب آن حضرت با آن جناب و اخذ از آن عالى قباب پس درين عموم كه نكره واقعه در سياق نفى بر آن دلالت صريحه دارد ذهاب الى الرب بوفاة هم داخل خواهد بود پس لازم خواهد آمد كه در اين وقت هم خليفه جناب امير المؤمنين عليه السّلام باشد و معهذا اين معنى مفيد افضليت جناب امير المؤمنين عليه السّلام است صراحة و بداهة و ظاهرست
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 904
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٩٠٤