دائر بين الاخوان است و ظاهرست كه ابن تيميه بصراحت تمام منصب ابن أم مكتوم و ديگر صحابه را ترجيح و تفضيل بر منصب جناب امير المؤمنين عليه السّلام داده زبان خرافت ترجمان باستخفاف و استضعاف استخلاف آن حضرت و تفضيل و ترجيح استخلاف ديگران گشاده پس بلا ريب بنابر مزعوم مشوم ابن تيميه منصب ابن أم مكتوم فوق منصب جناب امير المؤمنين عليه السّلام معاذ اللَّه باشد پس حسب اعتراف فاضل رشيد كلام ابن تيميّه ظاهر البطلان نزد اصحاب امعان باشد بلكه بسان سنان ايذارسان سنّيه اهل ايمان و موجب سرور و خنكى چشم مبغضين و نصاب و اهل شنآن و ذكر آن از جانب اهل نصب هم دور از منصب علماى عاليشان چه جا كه خود انشاى آن كنند و شعله در خرمن دين و ايمان زنند و هر گاه شناعت خرافت ابن تيميه ازين كلام فاضل رشيد بغايت قصوى ظاهر شد و دلالت آن بر كمال نصب و خروج و عناد واضح گرديد پس از فظاعت كلام اعور و كمال قبح و سماجت آن و دلالت آن بر كمال نصب و عناد قائلش حسب اين افاده چه بايد گفت و مزيد عصبيت ابن تيميه مرد عاقل را بشگفت مىاندازد بلكه مبتلاى سراسيمگى مىسازد كه بىدليل و برهان بر خلافت احاديث سرور انس و جان تصريحات علماى عاليشان كه از آن اختصاص جناب امير المؤمنين عليه السّلام بحديث منزلت و حصول شرف عظيم و فضل فخيم به آن ظاهرست چسان مىسرآيد آنچه حاصلش اين ست كه كسانى را كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در مدينه مستخلف ساخته يعنى ابن أم مكتوم و بشير بن المنذر و غير هما اين همه كسان از جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمنزله هارون از موسى بودند و استخلافشان از جنس استخلاف جناب امير المؤمنين عليه السّلام بوده بلكه استخلافشان بر كسانى بود كه اكبر و افضل بودند از كسانى كه بر ايشان استخلاف جناب امير المؤمنين عليه السّلام واقع شده و اين دعوى باطل و جزاف بىمغز و سخن ياوه و حرف بىاصل و خرافت بيهوده دليل كمال تهجم بر كذب و بهتان و اغراق در مجازفت و طغيان است كه حديث منزلت را بمثابه علوى از دلالت بر مزيد شرف و فضل گمان كرده كه ابن أم مكتوم و بشير بن المنذر و غيرهما را مصداق آن گردانيده و ايشان را هم بكمال جسارت و خسارت از جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمنزله هارون از موسى عليهما السّلام رسانيده گويا اين تيميه خود را مختار از جانب جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىداند و هر كه را مىخواهد هر مرتبه از جانب آن جناب مىبخشد سبحان اللَّه جناب امير المؤمنين عليه السّلام باختصاص خود بحديث منزلت احتجاج فرمايد و عمر را خار حسرت بر آن در دل شكند كه بنهايت تمناى آن اظهار حرمان خود ازين فضيلت
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 881
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٨٨١