تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 875

مساهمون:

ص٨٧٥
تعلق گرفته بود مگر اينكه ديده بصيرت به سرمه نصب مكحول باشد و كسى بگويد كه منصب عبد اللَّه بن أم مكتوم هم فوق آرزوى جناب ولى كل مؤمن و مؤمنه بعد از رسول بود و فاضل رشيد در ايضاح لطافة المقال مىفرمايد قوله و علاوه مفتح حديث هم محو و منسى است اقول مفتح حديث به اوست ليكن زعم منافاة با توجيه مبحوث عنه بعيد از سداد است بيانش آنكه كلمه اما ترضى بجواب سؤال حضرت امير است على ما يفصح عنه قوله كرم اللَّه وجهه أ تخلفنى فى النساء و الصبيان و تسليه جناب مرتضوى مستفاد از ورود حديث بعنوان انت منى بمنزلة هارون من موسى است به اين طور كه خليفه كردن من شما را نه بنابر باز داشتن از فضيلت شركت در غزايا امثال آنست بل بنابر آنست كه شما را نظر بر نسبتى كه مرا با شما مماثل نسبت موسى با هارون عليهما السّلام حاصل است مثل هارون عليه السّلام براى تعهد اهل و عيال بر ره و نظم امور مدينه منوره به نيابتى كه مثل نيابت هارون از موسى باشد مىگذارم و چون اين افضليت مخصوص بذات فائض البركات حضرت امير بود بخلاف شركت در حرب كه كافه هم ركابان جناب نبوى در آن شريك حضرت امير مىبودند و معهذا امتثال امر نبى بتعهد عيال و اطفال و ديگر علاقه داران امام المجاهدين اعنى سيد المرسلين مستلزم شركت معنوى جناب امير در حرب و موجب حصول اجر ان بود چنان كه براى تعهد كننده عيال مجاهدين و تابع امر نبى امين درين تعاهد سعادت قرين مىبايد پس تسليه از عبارت حديث و سوق آن بوجه اتم و اكمل با ظهور فضيلت جناب امير اجل الجل حاصل باشد جناب مخاطب بعد تغيير عبارت حديث بعبارت ديگر هر چه خواسته‌اند فرموده‌اند و ازين بيان واضح شد كه اهل سنت را از مفتح حديث قطع نظر نيست بلكه ملازمان را جمله أ تخلفنى الخ محو و منسى است قوله حيرتست كه كدام اشرف درين منصب براى امير كل امير بود الخ اقول شرف عمده در تشبيهى كه عبارت انت منى بمنزلة هارون من موسى براى افاده آن مسرورست براى امير كل امير موجود است كما بينّا انفا قوله بارها ان منصب بموجب روايت اهل سنت بعبد اللَّه بن أم مكتوم تعلق گرفته انتهى اقول خصوصيت استفاده تعلق اين منصب بعبد اللَّه بن أم مكتوم از روايات اهل سنت ظاهر بخاطر نمىرسد زيرا كه حصول اين منصب به او از مسلمات اماميه هم است چنان كه قاضى نور اللَّه شسترى در احقاق الحق در مبحث حديث تاسع از احاديث داله بر امامت حضرت امير كه همين حديث منزلت است مىفرمايد فان قيل النّبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم استخلف معاذ بن جبل و ابن أم مكتوم و غيرهما و لم يوجب لهم ذلك امامة