حديثى كه دال است بر آنكه جناب امير المؤمنين عليه السّلام نفس رسول است گفته يعنى على مرتضى ذات من است و ديدى كسى را كه تعريف و مدح چه خواهد بود كه عينيت او با خود بيان كرد پس بهر صفتى كه موصوف شد محمد مصطفى موصوف است به آن صفات على مرتضى سواى نبوت كه خاصّه مختصّه حضرت رسالت است كما
قال فى حديث آخر لا نبى بعدى انتهى
و دلالت اين كلام حقيّت نظام فاضل نظام بر ثبوت افضليت و ارجحيت جناب امير المؤمنين عليه السّلام و تقدم آن حضرت بر سائر انام مستغنى از بيان و ابرام است و اللَّه ولى التوفيق و الانعام و له الحمد فى المبدأ و الختام
دليل بيست و يكم اثبات افضليت مستلزمه خلافت به سبب ورود حديث منزلت به مقام تسليه جناب امير ع
دليل بست و يكم آنكه ورود حديث منزلت در غزوه تبوك بمقام تسليه جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه مدلول روايات كثيره است دلالت صريحه دارد بر آنكه مراد از آن اثبات مرتبه عظيمه خلافت و امامت عامّه است و لا اقل آنكه مراد از ان اثبات مرتبه افضليت و ارجحيت كه آن هم مستلزم خلافت بلا فاصله است خواهد بود و اگر مراد از حديث منزلت همين خلافت جزئيه منقطعه باشد و يا خرافات شنيعه اعور و ابن تيميه و امثال شان حظى از واقعيت يابد ازين حديث فضلى و شرفى عمده براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام ثابت نشود كه در خلافت جزئيه منقطعه شرفى خاص نيست و براى آحاد صحابه بارها حاصل شده و بنا بر اين تسليه جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه حديث منزلت در غزوه تبوك مسوق براى آنست حاصل نشود بلكه سراسر مخالفت تسليه لا سيما حسب هفوات اعور و ابن تيميه لازم آيد و چون منافات حمل حديث برين نيابت خاصّه جناب سبحانعلى خان طاب ثراه بجواب جواب شرح استفتاى خود بيان فرموده بود فاضل رشيد در ايضاح بجواب آن چاره جز آن نيافته كه شرف عمده ازين حديث براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام و نفى مماثلت خلافت ديگران با خلافت آن حضرت بمبالغه و اهتمام كه از آن تفضيح و تقبيح ائمّه سنّيه كه خلافت آن حضرت را مماثل خلافت ديگران مىسازند و نهايت تكذيب و تجهيل ابن تيميه كه خلافت ديگران را افضل از خلافت آن حضرت مىداند ثابت است ثابت ساخته پس بايد دانست كه جناب خان صاحب در جواب الجواب شرح استفتاى خود در رد توجيه حديث منزلت بتخصيص آن بنيابت مدينه فرموده علاوه مفتتح حديث هم محو و منسى است جناب نبى كريم كلمه أ ما ترضى در تسليه جناب مرتضوى فرموده بودند پس اگر معنى همين باشد كه آيا تو به مثل چنين منصب جليل القدر يعنى نيابت مدينه راضى نمىشوى و حيران است كه كدام شرف درين منصب براى جناب امير كل امير عليه السّلام بود كه رسول مختار به محل تسليه ارشاد فرمود چه بارها اين منصب بموجب روايت اهل سنت بعبد اللَّه بن أم مكتوم